تبليغاتX
گفت و گوهای من و مسیحیان

گفت و گوهای من و مسیحیان

پرسشهایی در باره مسیحیت؟
مناظره (آن نبی)

 

مناظره (آن نبی)

 

در پي درج مقاله‌اي در اينترنت، گفتگويي ميان نويسنده وبلاگ و يكي از دوستان مسيحي صورت گرفت كه شرح آن به همراه متن مقاله تقديم مي شود. بنا بر اين گفت‌و‌گوهاي اين مقاله بدون تغيير در محتوا و بر اساس يك مناظره واقعي نوشته شده است.

 

مستند:

 

موضوع :

 بشارت آن نبی

طرفين گفتگو: نيما(مسلمان)، استفان(مسيحي)

 

مسلمان: سلام دوست عزيز.

در انجيل يوحنا عباراتي وجود دارد كه به راحتي مي‌توان از آنها دريافت، مسيح آخرين فرستاده خدا نبوده و ما بعد از مسيح بايد چشم انتظار يك نبي ديگر هم باشيم. به نظر شما اين نبي كه بناست بعد از مسيح بيايد چه كسي است؟

در انجيل يوحنا مي‌خوانيم: در ابتداي دعوت مسيح وقتي که در جليليه ندا مي‌کرد، هرکس به من ايمان آورد از بطن او نهرها جاري مي‌شود، بسياري از گروه چون اين کلام را شنيدند، گفتند: آيا در حقيقت اين شخص همان نبي است؟ بعضي گفتند: او مسيح است(انجيل يوحنا ۴۰:۷). در اين آيه روشن و آشكار آمده است كه بني‌اسرائيل منتظر دو شخصيت بودند:

۱- مسيح

۲- آن نبي

زيرا سوال مي‌کنند: آيا او همان نبي است؟

باز انجيل يوحنا نقل مي‌كند، وقتي كه يحياي نبي، كه پسر خاله حضرت عيسي بود و چند ماه زودتر از ايشان به نبوت رسيد، مژده آمدن مسيح را به مردم مي‌داد يهوديان هئيتي را نزد يحيي فرستادند تا ببينند او كيست؟ آنان با توجه به بشارت‌هايي كه در عهد عتيق موجود بوده است،‌ از وي سه سوال مي‌پرسند.

به برگزيده انجيل يوحنا دقت كنيد:

روزي سران قوم يهود از اورشليم چند تن از کاهنان را نزد يحيي فرستادند تا بدانند آيا او خود ادعا دارد كه مسيح است يا نه؟ يحيي روشن و بي‌پرده اظهار داشت: نه من مسيح نيستم. پرسيدند: خوب پس که هستيد؟ آيا الياس پيغمبريد؟ جواب داد: نه! پرسيدند: آيا شما آن پيامبر نيستيد که ما چشم به راهش مي‌باشيم؟ باز هم جواب داد: نه.  (انجيل يوحنا 19:1).

با دقت در اين آيه به وضوح مي‌يابيد که يهوديان منتظر سه شخصيت بودند:

1-الياس

2- مسيح

3- پيامبري که در انتظار اويند.

بحث از الياس (يا همان ايليا) هم مفصل است و هم ربطي به اين بحث ندارد. براي همين آن را فعلا مطرح نمي‌كنيم. مي‌مانند دو نفر ديگر: يكي مسيح و ديگري(آن نبي).

نه ما مسلمانان و نه شما مسيحيان ترديد نداريم كه منظور از مسيح،‌ خود حضرت عيسي است. پس تنها مي‌ماند آن پيامبري که يهوديان منتظرش بودند. سؤال: آن پيامبر کيست؟ همان پيامبري که يهود انتظارش را مي‌کشيد؟ همان كسي كه غير از الياس و مسيح است؟

 اين سوال پيوسته در بين يهوديان مطرح بوده است. بر اساس كتاب مقدس يهوديان از حضرت يحيي مي‌پرسند:‌ اگر تو الياس نيستي و مسيح نيستي و آن پيامبر هم نيستي، پس به چه اجازه‌اي تعميد مي‌کني؟

چرا بني اسراييل از يحيي باز خواست مي‌کنند؟ جواب روشن است؛ چون فقط الياس، مسيح و آن پيامبر اجازه داشتند مردم را پاک کنند.

 با توجه به سه بخش فوق كه از كتاب مقدس ارائه شد، تصريح شده است كه پيامبري نيامده و ما منتظر او هستيم.

حال دوست عزيزم آن پيامبر کيست؟

كه تا زمان مسيح نيامده بود!

خود مسيح هم نمي‌توانست باشد!

مومنان آن زمان نيز منتظرش بودند! 

 

مسيحي: سلام. شما به متن دقت نكرده‌ايد. واضح است كه اين دو (مسيح - آن نبي) يك نفرند. هر دوي اين‌ نام‌ها مانند اسم و فاميل مربوط به عيسي مسيح است. 

فيض خداوندمان عيسي مسيح با شما باشد.

 

 مسلمان:  سلام. استفان عزيز، ابتدا مايلم به سوال من در اين زمينه پاسخ دهيد كه آيا يهوديان آن زمان هم معتقد بودند اين دو اسم براي يك نفر است يا خير؟ موفق باشيد.

 

 مسيحي: بله،‌ يهوديان آن زمان هم معتقد بودند كه اين دو اسم براي تأكيد به كار رفته‌اند. مانند اين كه اسم يك نفر استفان باشد و فاميلي او هم داودي. وقتي كسي از راه دوري بيايد مي‌پرسد تو استفان هستي؟ تو داودي هستي؟ اين در حالي است كه همه مي‌دانند هر دو اسم (استفان و داودي) نام يك نفر است. در زمان مسيح هم همين‌طور بود. يهوديان مي‌دانستند مسيح و آن نبي اسم و فاميل مسيح است و لذا دوبار پرسيدند. ماراناتا آمين.

 

 مسلمان: استفان عزيزم،‌ اگر يهوديان آن زمان هم همين عقيده را داشتند، پس چرا بين خودشان اختلاف افتاد؟ چرا وقتي مسيح آمد، برخي گفتند او مسيح است و برخي ديگر گفتند: خير او آن نبي است؟! اگر ايشان مي‌دانستند كه مسيح و آن نبي دو اسم براي يك نفر است، دليلي براي اين اختلاف نداشتند. اختلاف مزبور نشانه اين است كه آن‌ها عقيده داشتند،‌ نام‌هاي مسيح و آن نبي براي دو نفر است. شاد باشيد.

 

مسيحي: سلام. خب كه چي! اين قبيل برگرفته‌ها، تنها نشان مي‌دهد که برخي از يهوديان درباره بسياري از بخش‌هاي تورات دچار کج‌فهمي بودند. فرض بگيريم كه يهوديان معتقد بودند مسيح و آن نبي دو نفرند. بنا بر اين فرض معلوم است كه آنان اشتباه مي‌كرده‌اند.

 

مسلمان: سلام. گر چه پاسخ شما عوض شد و فرض دومي را مطرح فرموديد، اما به خاطر اين‌كه جاي سوال باقي نماند، به بررسي اين فرض هم خواهيم پرداخت. ابتدا مايلم توجه شما را به دو نكته زير جلب كنم:

1- يهوديان آن زمان منفعتي براي تفسير اشتباه نداشتند تا بخواهند به اشتباه آيات را تفسير كنند؛ اما ما و شما امروزه در تفسير اين آيه منفعت داريم.

 2- سند بشارت به آن نبي و مسيح در عهد عتيق نشان مي‌دهد كه مسيح بايد اسرائيلي باشد و آن نبي غير اسرائيلي.

 مفسران كتاب مقدس وقتي به اين آيه انجيل يوحنا رسيدند، ذيل آن نوشتند: سند اين آيه و باور يهوديان مبني بر اين‌كه آن نبي بايد بيايد، از تورات سفر تثنيه فصل و آيه 18:18 مي‌باشد.

با توجه به گفته مفسران،‌ به طور طبيعي اين بشارت ارتباط تنگاتنگي با بشارت تثنيه 18:18 مي‌يابد. چون يهوديان بشارت به آن نبي را از تثنيه 18 : 18 گرفته بودند. حال اگر تكليف بشارت تثنيه 18 :18 مشخص و تفسير آن معلوم گردد، گره اين بشارت نيز باز شده و مي‌فهميم كه آيا يهوديان در باره اين‌كه مسيح و آن نبي دو شخصيت هستند،‌ اشتباه مي‌كردند يا خير.

 متن بشارت در تثنيه: و خداوند به من گفت: آنچه گفتند، نيكو گفتند. نبي‌اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وي انتقام خواهم گرفت (تثنيه 15:18-18).

 ما فرض مي‌كنيم كه اين بشارت بر دو نفر بيشتر تطبيق ندارد: يا مسيح، يا پيامبر اسلام.

وقتي كه به اين بشارت مراجعه مي‌كنيم،‌ مي‌بينيم كه چهار علامت براي آن نبي مشخص شده است:

1. آن نبي از برادران بني‌اسرائيل است نه خود بني‌اسرائيل.

2. آن نبي مثل موسي است.

3. خدا كلام خودش را در دهان آن نبي مي‌گذارد.

4. هر كس از آن نبي اطاعت نكند، خدا از وي انتقام خواهد گرفت.

هر كدام از اين خصوصيات توضيحاتي دارد:

نخست آيا آن نبي از بني‌اسرائيل است يا از غير بني اسرائيل؟

 من ابتدا موقعيت منطقه را براي شما ترسيم مي‌كنم. حضرت موسي بني‌اسرائيل را برمي‌دارد و همگي به مصر مي‌گريزند. از دريا هم رد مي‌شوند. در بين راه اقوام زيادي را قتل عام مي‌كنند. چهل سال در بيابان سر گردان مي‌شوند و سپس با هزاران زحمت به پشت رود اردن مي‌رسند. آنجا بني‌اسرائيل همه در كنار حضرت موسي هستند. هنوز وارد ارض موعود نشده‌اند، زمين‌ها تقسيم نشده و اقوام داخل أرض موعود با نسل‌كشي از بين نرفته‌اند.

خدا به حضرت موسي مي‌فرمايد: تو از رود گذر نمي‌كني و در اين طرف رود از دنيا مي‌روي. حضرت موسي تمام بني‌اسرائيل را جمع مي‌كند و مي‌فرمايد: من از اين رود گذر نمي‌كنم. خداوند به من فرموده كه نبي‌اي مثل تو از ميان برادران بني‌اسرائيل انتخاب مي‌كنم. 

در عبارت دقت كنيد: نبي‌اي از برادران بني اسرائيل.

از طرفي مي‌دانيم همه طوايف بني‌اسرائيل در آن موقع مورد خطاب حضرت موسي بودند؛ هيچ كس نيز غايب نبود.

حضرت موسي فرمود: از برادران شما ديگر نمي‌تواند از ميان شما باشد و از طرفي مي‌دانيم كه حضرت عيسي از ميان شما (بني‌اسرائيل ) بوده و پيامبر اسلام از ميان برادران بني‌اسرائيل (بني‌اسماعيل).


 

مسيحي: سلام.

عهد عتيق نشان مي‌دهد كه يهوديان آن زمان مردمي كج‌فهم بوده و تعصباتي کور داشتند. چطور مي‌توان چنين مردمي را در تفسير متون آسماني توراتِ شريف بدون منفعت دانست؟!


 

مسلمان:استفان عزيز، از تاخير شما دل نگران شدم به هر حال اميدوارم كه مشكل خاصي برايتان رخ نداده باشد، اما پاسخ مطالب شما را تقديم مي‌كنم.

دوست عزيز،‌ گرچه ممكن است يهوديان تخلفاتي كرده باشند،‌ اما آيا اين تخلفات دليل مي‌شود كه در تفسير اين آيه هم مغرض بوده باشند. اگر اين استدلال شما پايه قرار بگيرد، هيچ كسي نمي‌تواند در هيچ كجا مساله‌اي را تفسير يا داوري كند؛ چون هر شخصي ممكن است در زندگيش اشتباهاتي داشته باشد؛ ولي صرف داشتن اشتباه،‌ دليلي بر بطلان تمام نظريات يك شخص نمي‌شود. علاوه بر اين كه گفتيم مستند تفسيري يهوديان در تورات(تثنيه 18 :18)،‌ هنوز موجود است و اين بشارت نيز خود دليلي بر درستي تفسير يهود مي‌با شد

به علاوه اگر یهودیان مردم کج فهمی بودند چگونه مسیح به مردم سفارش میکرد بروید و سخنان فریسیان را گوش کنید و به آن عمل کنید ولی از اعمالشان سر مشق نگیرید

.

شاد باشيد.

 

 

|+|
نوشته شده توسط پرسشگر در و ساعت
Balatarin
کریسمس مبارک

 

كريسمس مبارك

 

 اين روزها ايام كريسمس و سالروز ميلاد مسيح است ابتدا اين ميلاد ميمون و مبارك را به همه دوستان مسيحي ام تبريك ميگويم و سپس به بررسي ريشه اين جشن و تاريخ دقيق ميلاد مسيح ميپردازم و مجموعه بحثهاي تثليث را در پست بعد پي گيري ميكنم 

 آیا عیسی در ماه دسامبر به دنیا آمد؟

 

 

کتاب مقدّس گر چه به تاریخ دقیق تولّد عیسی اشاره نکرده است، اما نشان میدهد تولّد عیسی در ماه دسامبر نبوده است.زيرا در ماه دسامبر هوا سرد و باراني بوده و شبانان گوسفندان را به داخل آغل ميبردند اما كتاب مقدس ميگويد در هنگام تولد مسيح هوا خوب بوده و گوسفندان در صحرا مشغول چرا بودند و تولد مسيح نميتواند در اين فصل از سال باشد

 

 کتاب مقدّس در مورد زمان تولّد عیسی میگوید که شبانان در صحرا از گلّه های خود نگهبانی میکردند. لوقا، یکی دیگر از نگارندگان کتاب مقدّس به این نکته اشاره کرده میگوید:

 ((شبانان در صحرا به سر می بردند و در شب پاسبانی گلّه های خویش میکردند.)) (لوقا 2: 8 – 12)

 

آری، آنان تمام طول شب را به نگهبانی از گلّه های خود در صحرا به سر می بردند. آیا با توجه به وضعیت هوای بیت لَحَم در ماه دسامبر چنین کاری ممکن است؟ خیر. این نکته نشان میدهد عیسی در ماه دسامبر متولّد نشده است.

 پيوند يول، يلدا و تولد

 

 

اصل واژه‌اي سرياني است به معني متولد شدن و به دنياآمدن. گروهي، واژه‌ي « يول Jul »، «يلدا» و «تولد»، داراي ريشه‌ا‌ي مشترک هستند که در شب «يلدا» را تولد حضرت مسيح مي‌دانند و گروهي ديگر تولد «ميترا» يا «مهر» و يا همان خورشيد. آنچه که اين مسئله را تقويت مي‌کند، کوتاهتر شدن شبها و بلندتر شدن روزها در اين فصل و سيرطبيعي طبيعت در جهت نور و گرما و روشنايي است.

در ايران قديم، آغاز سال عبارت بود از دوباره زاده‌شدن يا دوباره‌پيدايي خورشيد که البته مصادف با اول ديماه بود. به باور ايرانيان باستان، در اين زمان، خورشيد از چنگال شبهاي اهريمني رهايي يافت و جهان را با نور و گرماي خود زندگي دوباره بخشيد. خورشيد مظهر ايزد بزرگ، «ميترا» بود که او نيز نجات دهنده‌ و مسيح جهان بود که نيروهاي اهريمني را شکست مي داد.

 

بنا بر همين باور، روز اول زمستان که آن را انقلاب زمستاني خورشيد مي‌خواندند، روز تولد «ميترا» نيز بود. اين روز دقيقا مصادف مي‌شد با 21 دسامبر که مردم آن را جشن مي‌گرفتند. هنگامي که ميتراپرستي به صورت ديني درآمد و به روم رفت، همين روز، روز مقدس ميتراپرستان گشت. با پيشرفت مسيحيت، مردمي که به زور و ستم فرمانروايان مسيحي تغيير آيين داده بودند، رسمهاي ديرين خود را فراموش نکردند و به اين ترتيب ميلاد «مهر نجات دهنده» به حضرت «مسيح نجات بخشنده» منتسب گشت و با پيشرفت مسيحيت در همه جا از جمله در مشرق زمين رواج يافت و با مسيحيان سرياني به ايران بازگشت و شب «يلدا» ناميده شد.

 

از آنجايي که ايرانيان نيز آن را، شب تولد «ميترا» مي‌دانستند، اين نام را اين بار با تلفظ سرياني آن پذيرفتند. «يلدا»، شکل سرياني کلمه‌ي «ميلاد» عربي است که از نظر معني معادل است با واژه‌ي «نوئل»، از «تاتاليس» رومي به معني «تولد». بنابراين «نوئل» اروپايي همان شب «يلدا» يا شب «چلّه‌»ي ايراني است و «نوئل» حقيقي، موقع انقلاب زمستاني، يعني حدود روز 30 آذرماه و 21 دسامبر است. 

 

  تاریخچه

 

 مهرپرستی و میترایسسم به اروپا نیز کشیده شد و در آنجا ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این دین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-‏۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-‏۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-‏۲۱۷) و جولیان ملقب به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کناره‌های رود راین، دانوب و فرات، کنیسه‌ها و معابد متعددی برای میترا بر پا داشتند آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن میگرفتند  و آن را آغاز سال میدانستند، حتی پس از گسترش دین مسیح، نتوانستند جلوی این جشن به یادگار مانده از ایرانیان را بگیرند و به دروغ آن را شب زادروز مسیح نامیدند. اگر در آیین مراسم کریسمس اروپایی ها بنگریم میتوان به نشانه های ایرانی آن پی ببریم. ایرانیان در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقره ای و زرین می آراستند.

 همچنین باور ایرانیان در زمان مهرپرستی این بود که، که مهر از بانوی باکره ای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شده که بعدها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا کردند.

یکی دیگر از نشانه های تقلید و وام گرفتن مسیحیان از ایرانیان روز مقدس مسیحی یعنی یکشنبه است.

چامه سرایان پارس زبان نیز به این نکات اشاره کرده اند:

 

 سنایی در این باره مــــــی‌گـــــــوید:

 

به صاحب‌دولتی پیونــد اگر نامـی همی جویــی ****که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

 

معزی نیز در وصف عیسی می‌گوید:

 

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است****تو شمع فروزنـده و گیتــی شب یلــدا

 

 سیف اسفرنگی تأکید می‌ورزد که یلدا شهرت و آوازۀ خود را از نام مسیح دارد:

 

سخنم بلند‌نام از سخن تو گشت و شایـد****که درازنامی از نام مسیح یافت یلـــــدا

 

 

 


 

|+|
نوشته شده توسط پرسشگر در و ساعت
Balatarin
روز دقیق تولد عیسی مسیح

 

حضرت عیسی در چه روزی متولد شد !؟

 

 

اکثر مردم دنيا تولد عيسي مسيح را در روز بيست و پنجم دسامبر جشن مي‌گيرند. اما آيا عيسي در چنين تاريخي به‌دنيا آمد؟ در پست قبلی گفتیم که تولد حضرت عیسی نمیتوانسته در ۲۵ دسامبر باشد زیرا در کتاب مقدس داریم که در هنگام تولد وی گوسفندان در صحرا بودند و در این هنگام فصل سرما فلسطین بوده و همه گوسفندان در آغل نگهداری میشوند تا اینکه این مقاله به دستم رسید گفتم برای شما هم به نمایش بگذارم بد نیست

آيا مي‌توان تاريخ دقيق تولد عيسي را از روي کتاب‌مقدس تعيين کرد؟ در اين مقاله به تفصيل به بررسي اين موضوع خواهيم پرداخت، و به نتيجه‌اي حيرت‌انگيز خواهيم رسيد!

اولين قسمتي که از کتاب‌مقدس بررسي خواهيم کرد، با داستان زکريا، پدرِ يحيي تعميددهنده آغاز مي‌شود:

لوقا 1:5 «در زمان هيروديس، پادشاه يهوديه، کاهني مي‌زيست زکريا نام. او از کاهنان گروه ابيّا بود.

همسرش اليزابت نيز از تبارِ هارونِ کاهن بود

لوقا 1:8 «...و هنگامي که او در پيشگاه خدا کهانت مي‌کرد...»

لوقا 1:3 «زکريا پس از پايان نوبتِ خدمتش، به خانه خود بازگشت

لوقا 1:24 «چندي بعد، همسرش اليزابت آبستن شد...»

نشانه‌اي که در اينجا به ما داده مي‌شود اين است که زکريا از تبارِ ابيّا بود.

بيست‌وچهار تبارِ کهانت در خانه خدا داوود پادشاه به دستور خدا (اول تواريخ 28:11-13) پسران هارون را به بيست و چهار گروه تقسيم کرده بود (اول تواريخ 24:1-4) تا بدين ترتيب کاهناني در تمام طول سال به نوبت در خانه خدا به خدمت بپردازند. پس از تعيين اين بيست و چهار گروهِ کاهنين، قرعه انداخته شد تا مشخص شود هر يک از اين گروه‌ها چند مرتبه بايد در خانه خدا خدمت کند (اول تواريخ 24:7-19).

اول تواريخ 24:17. يهوياريب 2. يَدَعيا

اول تواريخ24 :38. حاريم 4. سعوريم

اول تواريخ 24: 9 5. ملکيه 6 مَيامين

اول تواريخ 24:10 7. هَقوص 8. ابيا

اول تواريخ24:11 9. يشوع 10. شَکُنيا

اول تواريخ 24:12 11. الياشيب 12. ياقيم

اول تواريخ 24:13 13. حُفّه 14. يَشَبآب

اول تواريخ 24:14 15. بِلجَه 16. اِمير

اول تواريخ 24:15 17. حيزير 18. هِفصيص

اول تواريخ 24:16 19. فَتَحيا 20. يَحَزقيئيل

اول تواريخ24: 17 21. ياکين 22. جامول

اول تواريخ 24:18 23 . دَلايا 24. مَعَزيا

 

اول تواريخ 24:19 «پس اين است وظيفه‌ها و خدمت‌هاي ايشان به جهت داخل شدن در خانه خداوند برحسب قانوني که به‌واسطه پدر ايشان هارون موافق فرمان يهوه خداي اسرائيل به ايشان داده شد

 

کاهنين متعلق به هر يک از اين بيست و چهار "تبارِ" کهانت، خدمت خود را در خان? خدا در روز شبات آغاز مي‌کردند، و دوران خدمت هر تبار يک هفته بود (دوم تواريخ 23:8 و اول تواريخ 9:25).

 

در سال، سه عيد وجود داشت که در آن تمام مردان اسرائيل موظف بودند جهت برگزاري مراسم عيد در حضور خداوند، به اورشليم سفر کنند. بنابراين در مدت اين سه عيد، تمام کاهنان مي‌بايست در خانه خدا حضور مي‌داشتند تا بتوانند جوابگوي نياز مردم باشند. اين سه عيد به ترتيب عبارت بودند از: عيد فطير، عيد هفته‌ها و عيد خيمه‌ها (تثنيه 16:16).

 

دوره سالانه خدمت در خانه خدا تقويم سال يهود در فصل بهار، در ماه نيسان آغاز مي‌شود. بنابراين اولين "تباري" که موظف بود در خانه خدا خدمت کند، تبارِ خاندان ‌يهوياريب ‌بود که مي‌بايست به مدت هفت روز خدمت مي‌کرد. مسئوليت خدمت در هفته دوم بر عهده خاندان يَدَعيا ‌بود؛ در هفته سوم، عيد نان فطير برگزار مي‌شد و بنابراين تمام کاهنين مي‌بايست براي خدمت در خانه خدا حضور مي‌داشتند.

 

سپس برنامه خدمت دوباره از سر گرفته مي‌شد و تبار سوم، يعني کاهنان خاندان حاريم خدمت خود را در خانه خدا آغاز مي‌کردند. بر اساس اين برنامه، پس از آنکه هر بيست و چهار تبار دوره خدمت خود را به اتمام مي‌رساندند، دوباره نوبتِ تبار اول مي‌شد، و همين طور تبارهاي بعدي به ترتيب خدمت‌شان را انجام مي‌دادند. اين برنامه 51 هفته، يا 357 روز ادامه مي‌يافت، که براي سال قمريِ يهودي که 354 روز بود کافي بود. بدين ترتيب در طول يک سال، هر گروه از کاهنين دو بار در نوبت خود خدمت مي‌‌کردند، و به علاوه در دوران سه عيد مهم يهود نيز خدمت مي‌نمودند. بنابراين طول مدت خدمت سالان? هر يک از اين بيست و چهار گروه از کاهنين، پنج هفته بود.

آبستن شدن اليزابت حال برگرديم به زکريا، پدر يحيي تعميددهنده.

لوقا 1:23 «زکريا پس از پايان نوبتِ خدمتش، به خانه خود بازگشت

لوقا 1:24 «چندي بعد، همسرش اليزابت آبستن شد

...»

از آنجا که برنامه کاري اين بيست و چهار گروه کاهنين از ماه نيسان در بهار (مصادف با ماه مارس و آوريل) آغاز مي‌شد، بر اساس اين برنامه دوره خدمت زکريا به دهمين هفته سال مي‌افتاد. دليلش هم اين است که زکريا به تبار ابيا تعلق داشت که تبار هشتم بود، و دو عيدِ فطير (از 15 تا 21 نيسان) و هفته‌ها (6 سيوان) نيز قبل از آغاز دوره خدمت او قرار داشت. بنابراين هفت? خدمت زکريا در خانه خدا در دومين شبّات از ماه سوم که ماه سيوان (مصادف با مه - ژوئن) بود آغاز مي‌شد.

 

 

اولين ماه

دومين ماه

سومين ماه

 

ابيب- نيسان 

(مارچ- آوريل)

زيف- ليعار

(آوريل-مي)

سيوان 

(مي- ژوئن)

اولين هفته

1. يهوياريب

4. سعوريم

همه کاهنين (پنطيکاست)

دومين هفته

2. يَدَعيا

5. ملکيه 

8. ابيا

سومين هفته

همه کاهنين 

(عيد فطير)

6. مَيامين

9. يشوع 

چهارمين هفته

3. حاريم 

7. هَقوص

10. شَکُنيا

 

 

زکريا پس از تکميل دوره خدمت خود در خانه خدا، در سومين شبّات از ماه سيوان به خانه بازگشت و چندي نگذشت که همسرش اليزابت به يحيي آبستن شد. بنابراين نطفه يحيي تعميددهنده احتمالاً مدت کوتاهي پس از سومين شبّات از ماه سيوان بسته شد.

آبستن شدن مريم و اما علت اهميت اين اطلاعات راجع به يحيي اين است که بر اساس انجيل لوقا، مريم در ششمين ماه بارداريِ اليزابت توسط روح‌القدس به عيسي آبستن شد.

لوقا 1:24 «چندي بعد، همسرش اليزابت آبستن شد و پنج ماه خانه‌نشيني اختيار کرد

لوقا 1:25 «اليزابت مي‌گفت: "خداوند برايم چنين کرده است. او در اين روزها لطف خود را شامل حال من ساخته و آنچه را نزد مردم مرا مايه ننگ بود برداشته است."»

لوقا 1:26 «در ماه ششم، جبرائيل فرشته از جانب خدا به شهري در جليل فرستاده شد که ناصره نام داشت،...»

لوقا 1:27 «تا نزد باکره‌اي مريم نام برود. مريم نامزد مردي بود يوسف نام، از خاندان داوود

توجه داشته باشيد که آيه 26 در بالا درباره ششمين ماهِ بارداري اليزابت صحبت مي‌کند، و نه دربار? اِلول يعني ششمين ماهِ سال يهودي. آنچه در آيه 24 و سپس در آيه 36 آمده نيز اين مطلب را تأييد مي‌‌کند:

لوقا 1:36 «اينک اليزابت نيز که از خويشان توست، در سن پيري آبستن است و پسري در راه دارد. آري، او که مي‌گويد نازاست، در ششمين ماهِ آبستني است

مريم لااقل به مدت سه ماه از بارداريِ اليزابت نزد او ماند، تا سرانجام يحيي به‌دنيا آمد.

لوقا 1:56 «پس مريم حدود سه ماه نزد اليزابت ماند و سپس به خانه بازگشت

لوقا 1:57 «چون زمانِ وضع حملِ اليزابت فرارسيد، پسري به‌دنيا آورد

حال اگر از تاريخ بسته شدن نطفه يحيي در اواخر ماه سوم يعني ماه سيوان شش ماه جلو رويم، به اواخر ماه نهم يعني ماه کيسلِو (حوالي نوامبر-دسامبر) مي‌رسيم که احتمالاً مريم در آن روزها عيسي را آبستن شد. خوب است توجه داشته باشيم که اولين روز عيد يهوديِ حَنوکا يا عيد 'نورها'، در بيست و پنجمين روز از ماه کيسلِو جشن گرفته مي‌شود، و عيسي مسيح نيز بارها نور جهان خوانده شده است (يوحنا 8:12، 9:5، 12:46). اين امر صرفاً از سرِ تصادف نيست. در انجيل يوحنا، حنوکا عيدِ 'وقف' ناميده مي‌شود (يوحنا10:22). حنوکا نامِ عيدي هشت روزه بود که به يادبود روشن شدن دوباره شمعدان‌ خانه خدا و وقفِ مجدد آن برگزار مي‌شد. مي‌گويند اين شمعدان با اينکه روغني که در آن ريخته بودند تنها براي يک روز کافي بود، به‌طرزي معجزه‌آسا تا هشت روز روشن ماند

.

تولد يحيي تعميددهنده اگر بنا را بر اين بگذاريم که نطفه يحيي کوتاه زماني پس از سومين روزِ شبّات از ماه سيوان بسته شد، و بر اين اساس 10 ماه قمري (معادل چهل هفته) جلو برويم، به ماه نيسان مي‌رسيم. چنين به‌نظر مي‌رسد که يحيي احتمالاً در واسط ماه به‌دنيا آمد، که مصادف با عيد پسح و عيد فطير است. جالب اينجاست که حتي امروزه نيز در ميان يهوديان رسم است که به‌هنگام ضيافت عيد فصح، به نشانه انتظار براي آمدن الياس در آن هفته، جام شرابِ مخصوصي بر سر سفره مي‌گذارند. چنين رسمي ظاهراً بر اين پيشگويي ملاکي مبتني است

:

ملاکي 4:5 «اينک من ايلياي نبي را قبل از رسيدن روز عظيم و مَهيب خداوند نزد شما خواهم فرستاد

عيسي از يحيي به‌عنوان ايليا يا "الياسي" ياد کرد که يهوديان منتظرش بودند:

متي 17:10 «شاگردان از او پرسيدند: "چرا علماي دين مي‌گويند که نخست الياس بايد بيايد؟

متي 17:11 «عيسي پاسخ داد: "البته که الياس مي‌آيد و همه چيز را اصلاح مي‌کند."»

متي 17:12 «اما به شما مي‌گويم که الياس آمده است، ولي او را نشناختند و هر چه خواستند با وي کردند. به همين‌سان پسر انسان نيز به دست آنان آزار خواهد ديد

متي 17:13 «آنگاه شاگردان دريافتند که درباره يحيي تعميددهنده با آنها سخن مي‌گويد

فرشته‌اي که در خانه خدا به زکريا ظاهر شد نيز تلويحاً اشاره کرد که يحيي همان "الياسِ" موعود است:

لوقا 1:17 «او به روح و قدرت الياس، پيشاپيش خداوند خواهد آمد تا دل پدران را بسوي فرزندان، و عاصيان را بسوي حکمتِ پارسايان بگرداند، تا قومي آماده براي خدمت خداوند فراهم سازد

بنابراين، عيد فطير در پانزدهمين روز از ماه اول يعني ماه نيسان آغاز مي‌شود، و احتمالاً يحيي تعميددهنده يا همان "الياسِ" موعود نيز در همين تاريخ به‌دنيا آمد

.

تولد عيسي مسيح از آنجا که مريم 6 ماه پس از باردار شدن اليزابت به عيسي آبستن شد، حال که تاريخ احتماليِ تولد يحيي را تعيين کرده‌ايم کافي است بر اساس تقويم يهود شش ماه به جلو رويم تا به تاريخ احتماليِ تولد عيسي برسيم. بنابراين از پانزدهمين روز از ماه اول، يعني ماه نيسان، به پانزدهمين روز از ماه هفتم، يعني ماه 'تيشري' مي‌رويم. و اين روز مصادف با چه روزي است؟ اين روز دقيقاً مصادف است با اولين روزِ عيد خيمه‌ها! پانزدهمين روز از ماه تيشري آغازگر سومين و آخرين عيد سال است که در آن تمام مردان اسرائيل مي‌بايست جهت عبادت در خانه خدا در اورشليم گرد مي‌آمدند (لاويان 23:34).

عمانوئيل اشعيا 7:14 «بنابراين خود خداوند به شما آيتي خواهد داد: اينک باکره حامله شده پسري خواهد زاييد، و نام او را عمانوئيل خواهد خواند

عمانوئيل يعني "خدا با ما". پسر خدا آمد تا در ميان ما ساکن شود، يا به عبارت ديگر، در ميان قوم خود بر زمين خيمه زند.

يوحنا 1:14 «و کلام، انسان خاکي شد و در ميان ما مسکن گزيد (در اصل يوناني: در ميان ما خيمه زد). و ما بر جلال او نگريستيم، جلالي درخورِ آن پسر يگانه که از جانب پدر آمد، پر از فيض و راستي

عبارت "مسکن گزيد" در اصل عبري succah است. عيد خيمه‌ها نيز در زبان عبري Sukkot خوانده مي‌شود، و زمان جشن و شادي براي مردم بود:

لوقا 2:7 «و نخستين فرزندش را که پسر بود به‌دنيا آورد. او را در قنداقي پيچيد و در آخوري خوابانيد، زيرا در مهمانسرا جايي براي‌شان نبود

لوقا 2:8 «در آن نواحي، شباناني بودند که در صحرا بسر مي‌بردند و شب‌هنگام از گله خود پاسداري مي‌کردند

لوقا 2:9 «ناگاه فرشته خداوند بر آن ظاهر شد، و نور جلال خداوند بر گردشان تابيد. شبانان سخت وحشت کردند،...»

لوقا 2:10 «اما فرشته به آنان گفت: "مترسيد، زيرا بشارتي برايتان دارم. خبري بس‌ شادي‌بخش که براي تمامي قوم است

 

:..."»

لوقا 2:11 «مروز در شهر داوود نجات‌دهنده‌اي براي شما به دنيا آمد. او خداوند مسيح است

چرا در مهمانسرا جايي نبود؟ علت اين است که بيت‌لحم تنها در حدود 5 مايل با اورشليم فاصله دارد، و از آنجا که تمامي مردان اسرائيل براي شرکت در عيد خيمه‌ها به اورشليم و مناطق اطراف سفر کرده بودند، در هيچ مسافرخانه‌اي جا نبود. زائران هر اتاقي را که ممکن بود در مسافرخانه‌هاي اورشليم يا شهرهاي اطراف يافت شود اشغال کرده بودند، و بنابراين مريم و يوسف مجبور شدند در يک طويله پناه بگيرند.

نکته جالب‌توجه ديگر اين است که عيد خيمه‌ها، عيدي هشت روزه است (لاويان 23:36و 39). اما چرا هشت روز؟ ممکن است علت اين باشد که نوزادان پسر را هشت روز پس از تولد، طيِ مراسم ختنه به خدا وقف مي‌کردند

:

لوقا 2:21 در روز هشتم، چون زمان ختنه نوزاد فرا رسيد، او را عيسي نام نهادند. اين همان نامي بود که فرشته، پيش از قرار گرفتن او در رحمِ مريم، بر وي نهاده بود.

بنابراين عيساي نوزاد در هشتمين روز از عيد خيمه‌ها که آخرين روزِ عيد و يک روز شبّات بود، ختنه شد. يهوديانِ امروزي اين واقعه را به‌عنوان عيدي جداگانه از عيد خيمه‌ها جشن مي‌گيرند و آن را شميني آتزِرِت (Shemini Atzeret) مي‌خوانند.

 

 

نتيجه بنابراين اگر استدلال ما را دنبال کرده باشيد، ظاهراً مي‌توان با استناد به کتاب‌مقدس چنين گفت که عيسي مسيح در پانزدهمين روز از ماه تيشير، در اولين روزِ عيد خيمه‌ها متولد شد، که مصادف با سپتامبر تا اکتبر در تقويم کنوني ما است!

 

ماه‌هاي يهودي

معادل سال قمري

يحيي تعميددهنده

عيسي

1- ابيب/ نيسان

مارچ- آوريل

تولد يحيي تعميددهنده 

(15 نيسان)

4

2- زيف/ ليعار

آوريل- مي

 

5

3- سيوان

مي- ژوئن

بسته شدن نطفه 

(پس از سومين روز شبات)

6

4- تموز

ژوئن- جولاي

1

7

5- اب/ او

جولاي- آگوست

2

8

6- الول

آگوست- سپتامبر

3

9

7- اتانيان/ تيشير

سپتامبر- اکتبر

4

تولد عيسي

(15 تيشير)

8- بول/ مرهشوان/ هشوان

اکتبر- نوامبر

5

 

9- چيسليو/ چيسليو/ چسليو

نوامبر- دسامبر

6

بسته شدن نطفه عيسي 

(25 کيسليو)

10- تبت/ توت

دسامبر- ژانويه

7

1

11- شبات/ شوات

ژانويه- فوريه

8

2

12- آدار

فوريه- مارچ

9

3

 

 

تحقق آتيِ عيد خيمه‌ها جالب است اين نکته را نيز بدانيم که عيد خيمه‌ها، عيد درويِ محصول نيز بود (خروج 23:16 و 34:22). اگر آمدن عيسي مسيح به اين جهان براستي در پانزدهمين روز از ماه تيشير يعني اولين روزِ عيد خيمه‌ها اتفاق افتاد، تا اندازه‌اي منطقي است که انتظار داشته باشيم دِروي حصاد اين زمين، يعني بازگشت عيسي مسيح که همه ما را بسوي خود گرد خواهد آورد نيز دقيقاً در چنين روزي رخ دهد. منتهي نکته نامعلوم اينجاست که نمي‌دانيم اين روز در چه سالي واقع خواهد شد!


 

|+|
نوشته شده توسط پرسشگر در و ساعت
Balatarin
شباهت هاي مسيحيت و ميترايسم


شباهت هاي مسيحيت و ميترايسم




 


آیین‌ «مهر» در مسیحیت‌ بسیار تاثیرگذاشته‌ است‌ و حتی‌ بعضی‌ افراد اعتقاد دارند كه‌ اگر ما بخواهیم‌ این‌ دو را از هم‌ جدا كنیم‌، از آیین‌ «مسیحیت‌» چيز زيادي باقي نميماند در مورد رابطه‌ این‌ دو آیین‌ (مهرپرستی‌ و مسیحیت‌) باید گفت‌ كه‌ از نیمه‌ نخست‌ قرن‌ اول‌ میلادی‌ بتدریج‌ پیروان‌ مهر در اروپا آیین‌شان‌ را آشكار كردند. یكی‌ از پادشاهانی‌ كه‌ در رم‌ آیین‌ مسیحیت‌ را پذیرفت‌، «نرون‌» بود كه‌ به‌ آیین‌ «مهر» نیز گروید و این‌ آیین‌ آرام‌ آرام‌ در اروپای‌ مركزی‌ رواج‌ یافت‌ و كم‌كم‌ به‌ شمال‌ بالكان‌ رسید. در این‌ هنگام‌ این‌ دو آیین‌ با هم‌ تشابهاتی‌ پیدا كردند و بخاطر همین‌ تشابهات‌ بود كه‌ مهرپرستان‌ دین‌ مسیحیت‌ را به‌ راحتی‌ پذیرفتند. بدون‌ اینكه‌ احساس‌ كنند از دین‌ اصلی‌ خودشان‌ فاصله‌ گرفته‌اند. این‌ وجوه‌ مشترك‌ عبارتند از


رنگ‌ سرخ‌  : اصولا مهرپرستان‌ به‌ رنگ‌ سرخ‌ علاقه‌ بسیاری‌ داشتند و در واقع‌ رنگ‌ سرخی‌ كه‌ پیش‌ از درآمدن‌ آفتاب‌ در آسمان‌ جلوه‌ می‌كند را مظهر و جلوه‌ ایزد مهر می‌دانستند و حتی‌ مولانا در مورد رنگ‌ سرخ‌ می‌گوید

بهترین‌
رنگ‌ها سرخی‌ بود

و آن‌ ز خورشید است‌ و از وی‌ می‌رسد

علامت‌ صلیب‌:این‌ علامت‌ در اصل‌ مختص‌ مهرپرستان‌ بوده‌ است‌ بطوری‌ كه‌ بر پیشانی‌ سربازان‌ مهر، یك‌ صلیب‌، داغ‌ یا خالكوبی‌ می‌شد كه‌ بعدها این‌ علامت‌ وارد دین‌ مسیحیت‌ شده‌ است‌


روز یكشنبه‌: این‌ روز از نظر مهرپرستان‌ بسیار مقدس‌ بوده‌ است‌ به‌ همین‌ دلیل‌ آن‌ را روز خورشید می‌نامیدند. امروزه‌ می‌بینیم‌ كه‌ ساندی كه‌ همان‌ روز خورشید است‌، روز تعطیل‌ مسیحیان‌ است‌


روز تولد مهر: روز تولد ایزد مهر در اول‌ زمستان‌ بود یعنی‌ هنگام‌ بلند شدن‌ روزها پس‌ از پایان‌ شب‌ یلدا كه‌ هم‌اینك‌ نیز همین‌ روز را به‌ جای‌ روز تولد مسیح‌، جشن‌ می‌گیرند. یعنی‌ روزی‌ كه‌ به‌ عنوان‌ روزتولدحضرت‌ مسیح‌ شناخته‌ می‌شود،درواقع‌ روز تولد «مهر» است‌


تولد در غار: گفته‌ می‌شود كه‌ تولد حضرت‌ مسیح‌ در غار به‌ وقوع‌ پیوسته‌ كه‌ در آیین‌ مهر نیز چنین‌ چیزی‌ وجود دارد


میهمانی‌ مقدس‌ آخرین‌ شام‌: این‌ میهمانی‌ در هر دو آیین‌ دقیقا وجود دارد


عدم‌ ازدواج‌ حضرت‌ مسیح‌ و مهر :نه مهر و نه مسيح هيچ كدام ازدواج نكردند


غسل‌ تعمید: این‌ غسل‌ یكی‌ از ضروری‌ترین‌ مراسم‌ آیین‌ مهر است‌ كه‌ در آیین‌ مسیحیت‌ نیز وجود دارد

شمع‌ روشن‌ كردن‌: این‌ آیین‌ در میان‌ مهرپرستان‌ رواج‌ داشته‌ كه‌ دقیقا بین‌ مسیحیان‌ نیز وجود دارد


ناقوس‌ كلیسا: در آیین‌ مهرپرستی‌ از ناقوس‌ استفاده‌ می‌شده‌ كه‌ در كلیسا نیز این‌