|
|
|
|
|
نبرد آخر الزمان در اندیشه اسلام و مسیحیت: اندیشه نجات موعود (که در بیشتر موارد، با باور به موعودی نجات بخش و شخصی قرین است) از فرا گیرترین اندیشههای بشری است. شاید پس از اندیشه خداباوری، هیچ تفکری در میان بشر چنین فراگیر نشده باشد[1]. از مهمترین فرازهای موعود شناسی، نبردهای آخر الزمان و یا چیرگی حق بر باطل و خیر بر شر است. در بسیاری از ادیان جهان، اعتقاد به نبرد نهایی میان خیر و شر وجود دارد؛ جنگی که با پیروزی نیروهای نیکی پایان خواهد پذیرفت و شرارت را از جهان پاک خواهد نمود. مسیحیان نیز با اتکا به کتاب مقدس خویش، نبرد نهایی میان خیر و شر را پذیرفتهاند. در منابع اسلامی نیز اهمیت این مسئله به خوبی نمایان است. از همان ابتدا که بشر پا بر روی زمین گذاشت حق و باطل در نزاع با یکدیگر بودند. برخی موارد این خیر بود که بر شر چیره میشد ولی در بیشتر موارد غلبه، از آنِ شر بود. خداوند در قرآن کریم وعده داده است که روزی مردان حق زمام حکومت بر روی زمین را به دست خواهند گرفت و آنان رهبری امتها را به عهده خواهند گرفت[2]. در حقیقت قرآن مجید پيروزى نهايى صالحان و متقيان، كوتاه شدن دست ستمكاران و جباران براى هميشه و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد داده است ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از ظهور اسلام، سه گروه عمده به مبارزه با آن برخاستند: مشرکان، یهود و منافقان. در این میان مسیحیان آن زمان، نه تنها در برابر این دین رفتار ملایمی از خود نشان دادند، بلکه مسیحیان حبشه تا مدتی به تعداد قابل توجهی از مسلمانان پناه داده بودند. این رفتار نیکو در آیات قرآن منعکس شده است. یکی از مهمترین فرازهای تاریخی صدر اسلام، نامه نگاری پیامبر اسلام به پادشاهان بزرگ آن دوران و دعوت آنها به اسلام بود. در این میان واکنش پادشاهان مسیحی آن زمان یعنی پادشاه روم، مصر و حبشه به این نامهها بسیار جالب توجه است. همچنین مسیحیان در هنگام شنیدن آیات قرآن رفتاری توأم با خشوع و احترام به قرآن از خود نشان میدادند. قرآن کریم با اشاره به رأفت و رحمتی که خداوند در دلهای مسیحیان قرار داده است، به ریشه یابی این رفتار پرداخته است. بررسی این آیات در الگوی سازی همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان این دو دین بزرگ و همگرائی میان آنان جهت حلّ مشکلات جامعه بشری میتواند مؤثر باشد. بر این اساس به نظر میرسد قرآن کریم باید اساس و محور در گفتگوهای مسلمانان و پیروان سایر ادیان باید باشد ... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 20 آبان1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
کلیسای ارتدکس
بر اساس آمارها جمیعت پیروان این کلیسا در سال 2000 حدود 210 ملیون نفر بوده است. یکی از مهم ترین فرازهای تاریخ مسیحیت جدایی این کلیسا از کلیسای غرب است. از آن جا که سعی دارم که در سلسله مقالات خود، با نگاهی به مسیحیت نسبت به جامعه دینی خودمان نقدی داشته باشم بهتر دیدم که در این مقاله درباره عوامل جدایی دو این کلیسا مطالبی را بیاورم. با بررسی دیدن این عوامل باید دانست که نباید جای دوری رفت. شاید ما هم در جامعه خودمان با عواملی از این دست درگیر باشیم.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 شهریور1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز مقاله جالبی تحت عنوان وضعیت اورژانسی حجاب به قلم برادر بزرگوار آقای محمد رضا زائری را داشتم می خواندم. مقاله جالبی بود و آن را پسندیدم. نکته جالبی که در این مقاله به چشم می خورد نگاه واقع بینانه به مسائلی است که سالهاست دچار یک نوع عوام زدگی و دوری از واقعیت شده بود. موضوعی هم چون حجاب و بحثی مثل ولایت فقیه که متأسفانه مورد بازی عده ای قرار گرفته است. این نگاه عوامانه بسیار شبیه نگاه عوامانه ای است که در قرون وسطی به کلیسا و به خصوص به پاپ در میان مسیحیت آن زمان وجود داشت . در اوخر قرون وسطی پاپ قدرت فوقالعاده ای پیدا کرده بود و در حد فرشته شمرده می شد و او را قدیس می دانستند. مقامی بالاتر از پاپ غیر از مقام خداوند وجود نداشت. اعتراف نامهها، مالیاتهای سنگین و فساد درونی کلیسا موجب شد که کم کم جرقه اصلاحات در جهان مسیحیت زده شود. این قدرت فاسد به قدری رشد کرده بود که هر گونه صدای مخالفی به شدت سرکوب می شد. از جمله افرادی که در اوج اقتدار پاپ سعی داشتند مسیحیت را از این افکار متحجرانه پاک کنند جان ویکلیف است. او منکر این شد که کشیش رابط بین خدا و خلقاش است. هم چنین او منکر این شد که کشیش بتواند هم چون عیسی مسیح در مراسم عشای ربانی نان را تبدیل به گوشت عیسی و شراب را تبدیل به خون عیسی کند. او اعتراف گرفتن از گناه کاران را غیر مشروع دانست. او در سال 1381 از دانشگاه آکسفورد اخراج شد. در سال 1384 او را به رم جهت محاکمه فراخواندند. برخی می گویند او در راه رم سکته کرد و از دنیا رفت. شورائی به نام کنستانس وجود دارد. کُنستانس نام شهری در آلمان است. در سال 1415 در این شهر شورائی تشکیل شد که 45 مورد از آراء جان ویکلیف را پس از مرگ او مردود دانست. لذا استخوانهایش را از قبر در آوردند و در رودخانهای انداختند. با این وجود او پیروانی داشت که لولاردها نامیده میشوند. این واژه از کلمۀ هلندی «لولارد» به معنای زمزمه کردن گرفته شده است. پس از اینکه کلیسا آراء جان ویکلیف را مردود دانست، پیرواناش از ترس محاکمه شدن توسط کلیسا در گوشهای زمزمهوار عقاید خود را مطرح میکردند لذا به این نام مشهور شدند. در نهایت این تلاش مصلحان در جهان مسیحیت ثمر داد و جرقه نهائی اصلاحات در جهان مسیحیت توسط مارتین لوتر زده شد. امروزه نیز ما دچار این افراط و تفریط ها شده ایم. در صلوات شعبانیه (که در ماه شعبان خوانده میشود) این فقرات راجع به ائمه آمده است: الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق یعنی کسی که بخواهد از امام جلو بیفتد از دین خارج شده است. کسی که از امام عقب بیفتد نابود است و تنها کسی به حق می رسد که همراه او باشد. در سالهای اخیر مقام معظم رهبری نسبت به افراط در مسائل پیرامون خودشان بارها تذکر دادند. در جمعی که خدمت ایشان رسیده بودند و تعابیر غلو آمیز نسبت به ایشان نموده بودند ایشان با لحنی عتاب آلود آن را از بکار بردن این تعابیر در حقشان نهی کردند. از همان اوائلی که ایشان به رهبری رسیدند، جلوی کسانی را که نسبت به ایشان تعبیر به امام خامنه ای کرده بودند ایستادند. جالب این جا است همان کسی که به شدن مدافع این تعبیر(امام خامنه ای) بود بعدها دچار انحرافاتی شدید شد و به زندان افتاد. ای کاش بیداری در میان انقلابیون و قشر طرفدار انقلاب به وجود می آمد و با مسئله ولی فقیه و ولایت فقیه با نگاهی صحیح و علمی و به دور از عوام زدگی نگاه می کردند. حقیقتا وقتی سخنان بزرگوارانی را که مقام معظم رهبری را تالی تلو معصوم می دانند می خوانم نگران می شوم. هنگامی که سخن آن بزرگوار را که می شنوم که گفت کسی که شواری نگهبان را قبول ندارد مفسد فی الارض است و حکم اش اعدام است با ید به خود بلرزم. هنگامی که آن انسان بزرگوار می گوید که مقام معظم رهبری در هنگام ولادت یا علی گفت واقعا باید از ته دل گریست. امیر سخن در عهد نامه اش به مالک اشتر از می خواهد که اطرافیانش را از ستایش خودش بازدارد و درعلت آن فرمودند فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِي مِنَ الْغِرَّة به امید آن روز که همگی در پیروی خط راستین ولایت فقیه صادق باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
نسخه های خطی نجع حمادی
![]() در سال 1946 در منطقه نجعحمادی مصر[1]، نسخههای خطی کاملی که مربوط به قبطیهای مصری[2] بود، به دست آمد. قبطیهای مصر از اولین جوامعی بودند که به مسیحیت گرویدند. اینان پس از آنکه در مقام مخالفت با قوانین و آموزههای کلیسای روم بر آمدند، مورد خشم این کلیسا و امپراطوری روم واقع شدند و به شدیدترین وجهی سرکوب شدند.
قبطیهای مصر، "قدیس مرقس"[3] را مؤسس کلیسای خود میدانند و میگویند که وی در اسکندریه در سال 63 کشته شد و جسد او زیر مذبح کلیسای قدیم پاتریارکی اسکندریه دفن شد. همانگونه که گفته شده رومیها چند قرن بعد، استخوانهای او را درآوردند و زیر کلیسای "سنت مارک"[4] در شهر ونیز[5] دفن کردند.[6]
این گروه از مسیحیان دارای نگرش گنوسی[7] بودند. گنوسیگری (و در انگلیسی ناستیسیزم[8] که معادل تصوّف در جهان امروز است)، حرکت ریشهداری است که از زمان یهودیت و حتی پیش از آن در جهان کهن، وجود داشته است.[9]
مکاتب اصلی گنوسی
گنوسیگری دارای مکاتب متعددی است. یکی از مهمترین مکاتب گنوسی، مکتب گنوسی اسکندرانی[10] است که قبطیان مصر پیرو این مکتب بودند. والنتینوس[11] و باسیلیدیس[12] دو شخصیت بارز این مکتب بودند.[13]
مسیحیان قبطی، تمایلاتى زاهدانه داشتند و به واسطهی اشتراک در عقیده، به نوعى زندگى اشتراکى تن داده بودند. زندگی این جمع دارای نوعی گرایش صوفیانه بود که به دنبال کشف عناصر معنوی بشر بودند.[14]
اگر با نظرى سطحى به متون یافته شده بنگریم، چیزى جز یک "جمع پریشان" به چشم نمىخورد؛ به گونهاى که با توجه به تنوع و اختلاف فراوان این متون، نمىتوان نشان داد که آنها را چه کسانى، در چه زمانى و در چه مکانى نوشتهاند. و این اختلاف تا حدى است که به گمان عدهاى، این نوشتهها به یک گروه واحد تعلق ندارند.
با این همه، اگر با دیدى عمیقتر به این مجموعه نگاه کنیم، مىتوانیم نکتههاى مشترکى را که موجب فراهمآمدن آنها در کنار یکدیگر شدهاند دریابیم؛ مثلاً کسانى که این نوشتهها را جمع کردهاند، بیشتر به معانى آنها توجه داشتهاند؛ گو اینکه نویسندگان اصلى رساله هاى گنجانده شده در این مجموعه، چنین معانىاى را در نظر نداشتهاند.
پنهان کردن نوشتهها
اینان که میدانستند به زودی توسط ارتشیان روم (که پس از آن که امپراطور کنستانتین به مسیحیت گروید، به خدمت کلیسای روم در آمده بودند) مورد هجوم قرار خواهند گرفت؛ نوشتههای خود را در منطقه نجع حمادی و در خمرههای سفالین پنهان کردند تا توسط رومیها از بین نرود.
در قرن چهارم میلادی پس از آن که سربازان رومی به مصر حمله کردند، کتابخانه با عظمت اسکندریه مصر[15] را نابود کردند. بهانه آنها نیز وجود کتابهایی در تعارض با آموزههای کلیسای روم بود.
کشف این نسخهها
نسخههای خطی که توسط قبطیهای مصر در منطقه نجع حمادی پنهان شد، پس از گذشت حدود شانزده قرن، توسط دو برادر کشاورز ساده مصری، به صورت معجزهآسائی سالم به دست آمد. این دو برادر (به نام برادران سمان) به طور اتفاقی این گنجینه پنهان را در این منطقه کشف کردند.
به همت "دکتر طه حسین" (که در آن زمان وزیر فرهنگ کشور مصر بود) این نسخههای خطی با ارزش، به طرز شایستهای مورد مراقبت و نگهداری قرار گرفت.
اولین کسی که پی به اهیمت این نسخههای خطی برد و مسئولین مصری را به این امر آگاه کرد، دانشمند فرانسوی مصر شناس به نام "ژان دورسیه"[16] است.[17]
کشف گنجینه نجع حمادى اهمیت بسزائی دارد؛ چرا که تا پیش از دستیابى به این گنج ذیقیمت، اطلاعات دانشپژوهان از گنوسیان، از آن چه مسیحیان بدعتستیز و نوافلاطونیان ضد گنوسى گفته بودند، فراتر نمىرفت.[18]
محتوای متون کشفشده
این نسخههای خطی از سیزده جلد تشکیل میشد که حاوی انجیلهای اپوکریفایی همچون انجیل فیلیپ[19]، انجیل مصریان[20] و انجیل توماس[21] بود.
در کنار این اناجیل برخی نوشتهها که منسوب به حواریون بود نیز کشف شد مثل کتاب جیمز[22] (یا همان "یحمس" در زبان مصری) و مکاشفه پولس[23] و خطاب پطرس به فیلیپ[24].[25]
مهمترین نوشتهای که در نجع حمادی یافت شد، انجیل توماس بود. تفاوت این انجیل با سایر اناجیل معروف در این بود که این انجیل در بردارندهی هیچ داستان یا نقل قضیه تاریخی نبود و فقط از 114 سخن منسوب به عیسی مسیح تشکیل میشد.[26]
با بررسی سایر نسخهها ثابت شد که آنها محتوی 52 متن هستند که همگی به قرن اول میلادی باز میگردد[27] و برخی از این اناجیل پیش از این، مدتها بود که از نظرها ناپدید شده بودند.[28]
تضاد برخی از این متون با مسیحیت امروزی
با مراجعه به این اناجیل ثابت شد که برخی از این متون، مطالبی در تضادّ با آموزههای مسیحیت دارد. مثلاً در انجیل پطرس (که در این منطقه کشف شد) به صراحت مسئله بهصلیبرفتن مسیح را نفی میکند.[29]
«شخص دیگری بود که صلیب را بر دوش خود کشید، شخص دیگری بود که تاجی از خار را بر سرش نهادند. و من در بالا خشنود بودم ... و به جهالت شان میخندیدم بدو گفت مرا به صلیب نکشیدند و شخص دیگری به صلیب رفت».[31]
در نسخههای خطی نجع حمادی، مطلبی دالّ بر این که عیسی مسیح در شهر بیت لحم به دنیا آمد و یا این که ولادت او مربوط به زمان پادشاهی هیرودیس است، وجود ندارد. بلکه در کلّ نوشتههای نجع حمادی (که به 52 متن میرسد) هیچ اشاره ای به زیارت مسیح از شهر قدس و یا ملاقاتش با یحیی تعمید دهنده در کنار رود اردن، نشده است.[32]
در نوشتههای نجع حمادی، مریم مجدلیّه گنهکار نیست، بلکه از نزدیکترین شاگردان مسیح است که محبّت عیسی به او از سایر شاگردانش بیشتر است[33] و او انجیل مخصوصی به نام خودش در میان این نسخهها دارد.[34]
اسناد قبطی میگوید که مرقس مقدس که دومین انجیل از عهد جدید را به نگارش در آورد، در میانه قرن اول میلادی به اسکندریه آمد و در این شهر زیست تا این که در سال 74 میلادی از دنیا رفت و در این شهر دفن گردید و اسکندریه و کتاب خانهاش مرکز اصلی فکر مسیحی در خلال قرن اول و دوم میلادی گشت.[35]
سازمان یونسکو در سال 1961 در خواست کرد که تمامی این مجلدات قبطی، منتشر شود و پیشنهاد کرد که کمیسیونی بین المللی در قاهره تشکیل شود و بر کار انتشار این نسخهها نظارت کند. در ابتدا از تمام این نسخهها عکسبرداری شد و سپس این عکسها در ده جلد، بین سالهای 1972 تا 1977 منتشر گردید.[36]
پاورقی ها در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 شهریور1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
طومارهای دریای مرده
در سال 1947 در منطقه قمران[1] در فلسطین و در کرانه دریای مرده، طومارهایی کشف شد که در پژوهشهای مربوط به آئین یهودیت و مسیحیت اهمیت به سزائی داشت.
![]() چوپانی از قبائل بومی ساکن این منطقه بز گلهاش را گم میکند. هنگام جستجو جهت یافتن آن، به غاری میرسد. سنگی را در این غار میاندازد. در این هنگام صدای برخورد این سنگ با ظرفی سفالین، باعث کنجکاوی او میشود. پس از ورود به این غار، خمرهای سفالین در این غار مییابد که درون آن طومارهای قدیمی وجود داشت[2].
و این سرآغاز کشفیات طومارهای دریای مرده بود. پس از این که مسئولین محلی، پی به وجود این طومارها میبرند، عملیات باستانشناسی را در این منطقه آغاز میکنند. تا سال 1958 کلّ طومارهایی که در یازده غار از غارهای این منطقه قرار داشت، کشف میشوند[3].
هویت نویسندگان این طومارها
نویسندگان این طومارها جمعی از یهودیان بودند که دارای نگرشی عرفانی بودند. این گروه به نام إسنیها[4] شهرت یافتند. یهودیان اسنی به خاطر آن که با آموزههای یهودیان صدوقی (یهودیان معبد) مخالف بودند، ناچار شدند از شهرها خارج شوند و در منطقه قمران سکنی گزینند. این عرفای یهودی، در این منطقه آزادانه به عبادت و انجام اعمال عبادی خود مشغول شدند[5]. "پلینی کبیر" مورخ رومی به وجود این تجمعات در این منطقه اشاره کرده است[6].
مطالعه و بررسی این طومارها
این طومارها در موزهای در شهر قدس نگهداری میشد و تحقیقات علمی در مورد آن زیر نظر کمیسیونی هشت نفره و به ریاست کشیشی فرانسوی به نام رونالد دو وو[7] آغاز شد.
![]() پس از این که این شهر توسط رژیم صهیونیستی در ژوئن سال 1967 اشغال شد، کلّ این طومارها (به جز طوماری مسی که در موزهای در کشور اردن نگهداری میشد) در اختیار آنها قرار گرفت[8].
به تدریج این طومارها ترجمه و منتشر شد. ولی از همان ابتدا، انتشار این طومارها موجب بروز جدالی پایانناپذیر شد.
طبق اخباری که مسئولان ناظر بر نشر این طومارها منتشر کردند، تمام طومارهایی که در این منطقه کشف شد، انتشار یافت و در اختیار پژوهشگران قرار گرفت.
تردیدهایی در مورد ادعای انتشار تمامی متون کشفشده
ولی بر اساس برخی گزارشها، تمام طومارهایی که از غار شمارهی چهار (که نسبت به سائر غارهای این منطقه، مهمترین کشفیات در آن صورت گرفت) در قمران به دست آمد، منتشر نشد[9].
در سال 1991 در لندن کتابی تحت عنوان "نیرنگ طومارهای دریای مرده"[10] منتشر شد. این کتاب توسط مایکل بایجنتس[11] و ریچارد لایت[12] نوشته شد. این دو محقق در این کتاب به طور صریح، واتیکان را به دخالت در کار ترجمه و نشر طومارهای قمران متهم کردند و ادعا نمودند که کلیسای واتیکان در تلاش است آن دسته مطالبی که در این طومارها آمده است و در تضادّ با آموزههای کاتولیکی است، منتشر نشود.
با نگاه به اهداف آشکار و پنهان دولت مردان اسرائیل و سیر حوادثی که طی این سالها در حاشیه این طومارها به وقوع پیوست، میتوان این احتمال را مد نظر قرار داد که "یهودیان اسرائیل" و "جهان مسیحیت"، معاملهی دو جانبهای در مورد این طومارها انجام داده باشند. به این معنی که در قبال عدم انتشار برخی طومارها مسئولان اسرائیلی، بتوانند از این طومارها بهرهبرداری تبلیغی بکنند[13].
با بررسی تمام اتفاقاتی که پیرامون انتشار این نسخهها افتاد میتوان گفت که پس از گذشت بیش از شصت سال از اکتشاف طومارهای دریای مرده هنوز اطلاعات ما از این طومارها و اسرار آن بسیار مبهم و اندک است.
اهمیت این طومارها در شناخت مسیحیت
این طومارها از چند بُعد در مسیحیتشناسی، حائز اهمیت است.
این طومارها در زمانی بین قرن دوم پیش از میلاد تا نیمهی دوم قرن اول میلادی، نگاشته شده است. و این همزمان با زندگی عیسی مسیح در منطقه بیتلحم[14] و ناصره[15] و اورشلیم[16] است. و این سه منطقه در فاصله بسیار نزدیکی از قمران واقع شده است. هنگامی که خبر کشف این طومارها در قمران به دست آمد، محققان امید داشتند که اطلاعات جدیدی از زندگی حضرت عیسی به دست بیاورند. ولی نکته عجیب این جا بود که این طومارها هیچ اشارهای به عیسی مسیح و زندگی وی نکرده بود[17].
نکتة حائز اهمیت آن بود که این طومارها حاوی 200 نسخه خطی از عهد قدیم بود. از آنجا که قدیمیترین نسخه خطی عهد قدیم به قرن دهم میلادی بر میگردد، اکتشاف این نسخهها در مستندسازی عهد عتیق و رفع اختلاف نسخههای آن اهمیت بسزائی داشت[18].
در سال 1992 نشریه ایندیپندنت[19]، قسمتی از طومار مکاشفهای آرامی[20] به شماره 4Q246 که در غار شماره 4 کشف شده بود را منتشر نمود. در این طومار در مورد آخرالزمان میگوید که فرزند خدا در آخرالزمان ظهور میکند و اوصافی که برای او بر میشمارد با اوصاف حضرت عیسی (که مسیحیان او را تنها فرزند خدا میدانند که در آخر الزمان ظهور میکند) مطابقت ندارد.[21]
این نکته بر خلاف آموزههای مسیحی است که مسیح را تنهافرزند خدا میداند که در آخر الزمان ظهور میکند.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 شهریور1390ساعت توسط محمد مهدی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
وبلاگ های نقد مسیحیت
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه 20 فروردین1390ساعت توسط پرسشگر
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروز مسیح برگزار میشود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار میکنند. اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان عید میلاد جشن میگیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا میدارند. اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی، روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح را همزمان در روز ششم ژانویه جشن میگیرند. ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاجشویان در روز ۶ ژانویه ادامه مییابد. هرچند مهمترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک ( به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، مردم بسیاری بهخصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهمترین رویداد سالانه مسیحی محسوب میدارند. با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته میشود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با آیینهای ویژهای بهطور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد. ![]() واژه کریسمس (به انگلیسی: Christmas)، به معنای «مراسم عشای ربانی (مَس) در روز مسیح» در حدود سال ۱۰۵۰ میلادی به صورت واژه Christes maesse در انگلیسی قدیم به معنی «جشن مسیح»، وارد زبان انگلیسی گردید و محققان معتقدند، گونه کوتاهتر آن یعنی Xmas شاید در قرن سیزدهم برای نخستین بار به کار رفته باشد. واژه قدیمیتر «یول» (Yule) احتمالاً از واژه آلمانی jōl یا انگلوساکسونی geōl که به جشن انقلاب زمستانی اشاره دارد، مشتق شدهاست. واژههای متناظر در دیگر زبانها چون، نَویداد (Navidad) در اسپانیایی، ناتاله (Natale) در ایتالیایی و نوئل (Noël) در فرانسوی، همگی معنای «میلاد» را تداعی میکنند و واژه آلمانی «وایناختِن» (Weihnachten)، به معنی «شب تقدیسشده» میباشد. جش تولد آیا در جامعه مسیحیت اولیه روز میلاد افراد جشن گرفته میشد ؟ در کتاب مقدس به این سوال پاسخی متفاوت میدهد در کتاب مقدس چند مورد به سنت جشن تولد گرفتن اشاره میکندو از همه انها خاطرات بدی به همراه دارد یکی از انها مراسم جشن تولد هیرودیس پادشاه بود که در مراسم این جشن دختر هیرودیا زن مورد علاقه هیرودیس در برابر پادشاه رقص زیبایی انجام داد و دل پادشاه خشنود شد و گفت هر تقاضایی داشته باشی انجام میدهد و دختر تقاضای سر یحیی را نمود و پادشاه یحیی را کشت و سرش را به دختر هیرودیا هدیه داد جامعه مسیحیت اولیه، میان تاریخ واقعی میلاد عیسی مسیح و مراسم مذهبی بزرگداشت این واقعه، فرق مینهاد. در دو قرن نخست پیدایش آیین مسیحیت، بازشناسی تاریخ زادروز شهدای مسیحی و به پیروی از آن، عیسی، با مخالفتهای بسیاری در بین پیروان این آیین روبرو شد. عده بسیاری از پدران کلیسا، نظرات نیشدار و کنایهآمیزی در خصوص برپایی جشن تولد افراد در ادیان پاگانیسم (آیینهای دگرکیشی یا چندخدایی) داشتند و در واقع از دید کلیسا، این روزِ جانسپاری قدیسان و شهدا بود که میبایست به عنوان روز واقعی به دنیا آمدن آنان، گرامی داشته شود. ریشه تاریخی منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان میلاد عیسی مسیح در پرده ای از ابهام قرار دارد و تاریخدانان در مورد آنکه مسیحیان از چه زمانی شروع به برپاداشتن جشن میلاد مسیح نمودند، راسخ نیستند. گرچه اناجیل چهارگانه در عهد جدید، تولد عیسی را با جزئیات شرح میدهند، ولی هیچ تاریخی در آنها ذکر نشده است. روز 25 دسامبر، برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد، در نوشتههای سکستوس ژولیوس افریکانوس (اولین تاریخنگار مسیحی) به عنوان روز تولد مسیح، انعکاس یافته و بعدها به طور فراگیر در عالم مسیحیت پذیرفته شده است. اما بیشتر محققان معتقدند که این روز در امپراتوری روم جایگزینی برای جشن «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» (dies solis invicti nati) که در هنگامه انقلاب زمستانی به عنوان نماد نوزایی خورشید، به دور افکندن زمستان و ندای تولد دوباره بهار و تابستان برگزار میشد، رایج گردید و در واقع کریسمس، صورت «مسیحی شده» این جشن است. پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت به عنوان دین رسمی روم در قرن چهارم میلادی، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساتورن)، ایزد باستانی زراعت، احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه میافت و انقلاب زمستانی را که طبق گاهشماری یولیانی باستان حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع میشد، شامل میگردید. هنگام عید ساتورنالیا، رومیها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی بردهها مینمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا، در سرزمینهای تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت زادروز میترا، در ۲۵ دسامبر جشن میگرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا اول ژانویه ادامه میافت که رومیان این روز را نخستین روز ماه و سال جدید میدانستند. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پاگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان مینامد، جایگزین نمود. کلیسای کاتولیک با این امید که پیروان آیین میترا را به آیین مسیحیت وارد کند، به انها اجازه داد تا به عنوان بزرگداشت زادروز مسیح به برگزاری جشن و سرور خود در تاریخ معین شده پیشین ادامه دهند. رسوم کریسمس شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و چاق است و با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر میگردد به چندین اسم شناخته میشود. بابانوئل (Papa noel)، سانتا کلوز (Santa claus) و سنت نیکولا (Saint Nicola) از معروفترین این اسامی اند. برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها میروند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی میکنند و در خیابانها و کوچهها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا مینمایند. پاسداشت رسوم بی پرستی کتاب مقدس به شدت از بزرگداشت ایین های بت پرستی منع کرده و در انجیل متی 15: 6 حضرت عیسی بزرگان یهود را به خاطر رعایت نکردن سنت الهی و برپا داشتن سنت های جاهلی مورد نکوهش قرار میدهد . تولد مسیح در اوایل پاییز وقتی به اناجیل باز میگریدم هیچ اشاره ای از سالروز میلاد مسیح نمیبینیم ولی پژوهشگران ، میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع میدانند. چنانکه در انجیل متی آمده که در هنگام میلاد عیسی، «چوپانان گلههای خود را به صحرا میبردند». آیا تاریخ ها دقیق است ؟ سال دقیق تولد عیسی از نگاه باستانشناسان مشخص نیست. نظر یوسیبیوس، مورخ قدیمی کلیسا، این است که او ۵۲۰۰ سال پس از خلقت به دنیا آمد. انجیلهای متی و لوقا آن را در زمان هیرودیس، که سال ۴ قبل از میلاد مرد، قرار میدهند . لوقا همچنین عنوان میکند که تولد همزمان با سرشماری یهودیه، سال ۶ میلادی، بودهاست. دانشوران معاصر تولد عیسی را بین ۴ و ۶ قبل از میلاد تخمین میزنند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 آذر1389ساعت توسط پرسشگر
|
|
||
|
|
|
|
|
تثلیث و منطق مناظره محمد و فیلیپ از دیر باز این مساله مشکل بزرگ کلیسا بوده که تثلیث را چگونه عقل پذیر سازد و در این راستا تلاش هایی صورت گرفته اما همچنان بسیاری از بزرگان کلیسا هنوز بر این باورند که تثلیث را با منطق نمیتوان دریافت همچنان که آنسلم معتقد است ایمان می اورم تا بفهمم مگ گراث مینویسد مشکل ترین مساله ای که یک دانشجوی الهیات با آن روبرو است درک مساله تثلیث است منطق در این باره چه حکم میکند ؟ ایا تثلیث منطقی است و یا غیر منطقی است ؟ پاسخ این مساله را در مناظره بین محمد و فیلیپ چویا شوید مشروح مناظره را از این لینک دریافت کنید
نتیجه گیری طرفین و خلاصه مناظره را در ادامه مطلب ببینید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 تیر1389ساعت توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
امام رضا در این مجال به ایاتی از کتاب مقدس اشاره میفرماید که به نوعی انکار الوهیت مسیحی میکند از
انرو که ایات اثبات الوهیت مسیح و تثلیث را در مجالی دیگر گفتیم پاسخ دادیم در این بخش تنها به ایاتی اشاره میکنیم که به
نوعی نقد الوهیت مسیح است
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 1 خرداد1389ساعت توسط پرسشگر
|
|
||