تبليغاتX
گفت و گوهای من و مسیحیان

مقايسه عملكرد پيامبر اسلام با انبيا گذشته

 

مقايسه عملكرد پيامبر اسلام با انبيا گذشته

  

 

ستاره اي بدرخشيد ماه مجلس شد

دل رميده ما را انيس و مونس شد

 

خداوند از روز اول خلقت تا واپسين روزهاي آن انبيا بسياري را براي هدايت مردم ارسال كرده

و هر كدام در محيط خود خدمات شايسته اي به بشريت كردند از آدم نوح ابراهيم اسحاق يعقوب و موسي و سليمان دانيال و زگريا و يحيي و عيسي مسيح و پيامبر اسلام

و ما معتقديم بين هيچ يك از انبيا الهي فرقي نيست (لا نفرق بين احد من رسله )

ولي نوع خدمات اين انبيا هم در كيفيت و هم در كميت با هم تفاوت هاي شگفتي ميكند

از باب نمونه خداوند حضرت موسي را در ميان قومي كه همه پيامبر زاده بودند بر انگيخت و در ميان متمدن ترين مردم آن زمان امپراوطري مصر مبعوث به رسالت شد و با اين وجود موسي وظيفه داشت قوم متمدني را راهبري كند اما خداوند آخرين خزينه نبوتش را در ميان اعراب جاهلي كه به يقين ميتوان گفت يكي از عقب مانده ترين قوميت هاي روي زمين بودند مبعوث كرد و ايشان ميبايست اين قوم را راهبري كند

 

خداوند عيسي مسيح را در ميان بني اسرائيلي بر انگيخت كه صدها انبيا در ميانشان مبعوث شده بودند و زمينه نبوت در ميانشان بسيار بود و جزو يكي از بهترين قوميتها و تمدنها محسوب ميشدند و راهبري ملتي متدمن كار سختي نبود

 

اما با اين وجود پيامبر اسلام در ميان غير متمدن ترين قومها مبعوث شد

ولي وقتي به پايان ماجرا نگاه ميكنيم ميبينيم كهمثلا حضرت نوع كه نزديك به هزار سال عمر كرد جز عده معدودي را نتوانست هدايت كند

و يا حضرت موسي جز طايفه بني اسرئيل كه همه براي نجاتشان مجبوربودند از موسي تبعيت كنند كسي را راهبري نكرد

و يا حضرت عيسي در مدت حياتش به غير از حواريون و معدود طرفداراني موفق نشد كسي را هدايت كند كه همان ها هم وقتي احساس كردند كه بناست جانشان را فدا كنند همگي گريختند و كسي باقي نماند

 

اما در باره يامبر اسلام داريماكثر الانبيا تبعا يعني بيشترين تابع را در ميان انبيا داشت در هنگام وفات حضرت تمام شبه جزيره عربستان يك پارچه ميگفت اشهد ان لا الله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و حتي دروازه هاي ايران و روم را هم تحت تاثير قرار داده بود

و هنر پيامبر اسلام اين بود كه از ميان اقوام غير متمدن انسان ساخت نه اينكه بخواهد از ميان اقوام متدن يا اقوام تحت شكنجه چند پيرو براي خود درست كند

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   • 

نقد نظريه تثليث (13) پيشگويي هاي عهد عتيق

پيشگويي هاي عهد عتيق با تثليث منافات دارد

( قسمت سيزدهم )

 

 يكي از آموزه هاي كتاب مقدس پيشگويي هايي در عهد عتيق  است كه مسيحيان معتقدند در باره مسيح است و وقتي به اين پيشگويي ها نگاه ميكنيم ميبينيم كه مضامين آن با تثليث تنافي دارد و فرد بشارت داده شده به هيچ وجه نميتواند يكي از اقانيم تثليث باشد


1- داود در مزامير در باره مسيح ميفرمايد « پادشاهان زمين بر ميخيزند و سروران با هم مشورت نموده اند، به ضد يَهُوَه و به ضد مسيح او.» مزمور 2:2


در اين متن اگر دقت كنيد مسيح به يهوه نسبت داده شده و نوعي ملكيت بين يهوه و مسيح است و اگر مسيح خود همذات و مساوي با يهوه است چه ملكيتي ميتواند در كار باشد


2- داود در مزامير مسيح را چنين مي ستايد « يَهُوَه به سَروَرم گفت: " به دست راست من بنشين تا دشمنانت را پاي انداز تو سازم." يَهُوَه عصاي قوت تو را از صهيون خواهد فرستاد. در ميان دشمنان خود حكمراني كن. قوم تو در روزِ قوتِ تو هداياي تبرعي ميباشند. در زينتهاي قدوسيت شبنمِ جواني تو از رحم صحرگاه براي توست. يَهُوَه قسم خورده است و پشيمان نخواهد شد كه "تو كاهن هستي تا ابدالآباد به رتبه ملكيصدق." يَهُوَه كه به دست راست توست در روز غضب خود پادشاهان را شكست خواهد داد. در ميان امتها داوري خواهد كرد. از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمين وسيع خواهد كوبيد.» مزمور 1:110-6

 

در اين بشارت كه در مزامير نقل شده شخص مورد نظر سَروَرم مسيح است و عباراتي كه در مورد وي به كار رفته هيچ مناسبتي با تثليث و خدا بودن وي ندارد و همه فعلهايي كه خدا در مورد وي به كار برده از افعال امري است ‏، بنشين  ، خواهد فرستاد

 

 

3- اشعياي نبي ميفرمايد « و نهالي از تنه ي يسَي بيرون آمده شاخه‌اي از ريشه‌هايش خواهد شكفت. و روح يَهُوَه بر او قرار خواهد گرفت يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قو‌ّت و روح معرفت و ترس يَهُوَه. و خوشي او در ترس يَهُوَه خواهد بود اشعيا 1:11-5

در اين بشارت سخن از مسيح است كسي كه تا روح يهوه بر وي قرار نگيرد چيزي ندارد و كسي كه ترس از يهوه در دلش قرار ميگيرد و خوشي او از ترس در يهو.ه است  از دوستان مسيحي ام ميخواهم بپرسم چگونه چنين توصيفاتي با خدا بودن مسيح جور در مي ايد


4- اشعياي نبي  در باره مسيح ميفرمايد « اما يَهُوَه را پسند آمد كه او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قرباني گناه ساخت. آنگاه ذريت خود را خواهد ديد و عمر او دراز خواهد شد و مسر‌ّت يَهُوَه در دست او ميسر خواهد بود. ثمره ي مشقّت جان خويش را خواهد ديد و سير خواهد شد. و بنده ي عادل من به معرفت خود بسياري را عادل خواهد گردانيد.» اشعيا 10:53-12

 

در اين پيشگويي سخن از مرگ مسيح است اشعيا نبي دارد از زماني سخن ميگويد كه مسيح را مضروب ميكنند و اگر به چينش عبارت اشعيا بنگريم ميبينيم خداوند دارد از بنده عادليش صحبت ميكند نه از اقنوم ديگرش كسي كه خدا اين چنين خواسته تا او را مضروب ببيند و او هم بايد مطاع دستور خدايش باشد چگونه اين چنين شخصيتي ميتواند خدا باشد



5- دانيال نبي در باره مسيح ميفرمايد « و در رؤياي شب نگريستم و اينک مثل پسر انسان با ابرهاي آسمان آمد و نزد قديم‌الايام رسيد و او(مسيح)  را به حضور وي(يهوه)  آوردند. و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جميع قومها و امتها و زبانها او را خدمت نمايند دانيال 14،13:7

 

باز دقت كنيم دانيال نبي دارد از شخصيتي سخن ميگويد كه جلالش از ذاتش نيست بلكه به او ميدهند و ميدانيم خدا جلالش ذاتي اوست و از كسي سخن ميگويد كه به حضور ارباب و خدايش ميبرندش و اين عبارت در مورد مسيح كه خودش خداست نميتواند صادق باشد

 


6- ميكاه نبي در مورد مسيح اينچنين ميگويد « و او [يعني مسيح] خواهد ايستاد و در قو‌ّت يَهُوَه و در كبريايي اسم يَهُوَه خداي خويش (گله ي خود را) خواهد چرانيد و ايشان به آرامي ساكن خواهند شد زيرا كه او الآن تا اقصاي زمين بزرگ خواهد شد.» ميکاه 4:5

 

ياز هم در اين عبارت ميكاه نبي از شخصيتي سخن ميگويد كه در كبريائي يهوه خداي خويش مي ايستد و اگر مسيح خودش خداست در كبرئايي چه كسي ايستادگي ميكند


ايا اين پيشگويي ها در باره مسيح نيست يا مسيح آن مسيحي نيست كه مسيحيان معرفي ميكنند ؟

از برادر عزيزم تئوفيليوس به خاطر محبتشون ممنونم

 

 

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   •