تبليغاتX
گفت و گوهای من و مسیحیان

تردید هایی در مکاشفه پولس (8)

 

 

 

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/d7/Paul_de_tarse_rembrandt.jpg/180px-Paul_de_tarse_rembrandt.jpg

 

 

تردید در مکاشفه پولس

 

(قسمت هفتم)

 

  گفتیم که در مکاشفه پولس یکی از بحث بر انگیز ترین مطالب کتاب مقدس است

تا کنون روش من این بود که همه مطالبم را با استناد به کتاب مقدس مطرح میکردم بر فرض اینکه معتقد به این کتاب هستم چون مخاطبم مسیحیانی هستند که این کتاب را باور دارند و من باید با استناد به باور های آنها مطالبم را اثبات کنم

ولی در این مقاله موضعم را عوض میکنم و گو اینکه یک بی طرفی هستم که نمیتوانم هر آنچه در کتاب مقدس نوشته را صد در صد بپذیرم با این دید مکاشفه پولس را چگونه باید تحلیل کرد

 

1-  در روایت مکاشفه اختلاف وجود دارد

 

در اعمال رسولان 3:9 نقل میکند: هنگامی که در حالت مکاشفه بود همراهان صدا را شنیدند ولی نور را ندیدند

در اعمال رسولان 9:22 نقل میکنند همراهان صدا را نشنیدند

و نقل یک داستان در یک کتاب با این اختلاف کمی شک برانگیز است

 

 

2-  راوی داستان مکاشفه تنها خود پولس است

از طرفی تا قبل از مکاشفه هیچ اعتباری به پولس نبود چون یکی از سر سخت ترین دشمنان مسیحیت بود و نمیتوان به سخنانش اعتماد داشت و زمانی که مکاشفه اتفاق افتاد باز هم نمیتوان به سخنانش اعتماد داشت چون این ادعایی یک دشمن است و تنها زمانی میتوان به سخنش اعتماد کرد که یک عامل مستند خارجی وقوع این اتفاق را تایید کند در غیر این صورت یک دور باطلی رخ میدهد

به طور مثال فرض کنید یک انسان غیر قابل اعتمادی که غیر قابل اعتمادی او برای شما اثبات شده بگوید من وحی شده شما اصلا نمیتوانید به سخنان او اعتمادکنید مگر این که از طریق دیگری خدا به شما بگوید او راست میگوید

 

3- رفتار پولس بعد از مکاشفه کمی مورد تردید است

او به دمشق میرود و چنان پر هیجان در دمشق به تبشیر مسیحیت مشغول میشود خود مسیحیان اصیل چنین نمیکردند که مجبور میشوند او را با سبد از دمشق فراری دهند و از همه مسیحیان اصیل پر شور تر به تبلیغ مسیحیتی که خود ایدولوژیک آن بود همت گمارد و بعدا خواهیم گفت این شور و هیجان چقدر مورد تردید است

 

 

4- پولس در کجا تعلیم دید ؟

گفتیم پولس قبلا یک یهودی بود طبعا باید مانند همه مسیحیان و حتی حواریون نیز نیاز گزراندن تعلیم های خاصی در زمینه مسیحیت داشت ولی در هیچ کجا چنین تعالیمی ندید و او بلافاصله بعد از مسیحی شدن مبشر مسیحی شد و. این در هیچ کجا سابقه ندارد

« اما ای برادران شما را اعلام می‌كنم از انجیلی كه من بدان بشارت دادم كه به طریق انسان نیست زیرا كه من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم مگر به كشف عیسی مسیح»

البته باید گفت که علم از طریق کشف استناد علمی ندارد و اگر بنا بود خداوند از طریق کشف معارفش را به بشریت عرضه کند چرا به قول مسیحیان این زحمت را به دوش کشید تا خود لباس جسم بپوشد و یا این همه انبیا بفرستند

 

5- سه سال غیبت پولس

پولس بعد از مکاشفه سه سال غیبت میکند و در دهات عربستان مشغول تبشیر مسیحیت میشود و از اتفاقات این سه سال اطلاع دقیقی در دست نیست

«و به اورشلیم هم نزد آنانی كه قبل از من رسول بودند نرفتم بلكه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت كردم پس بعد از سه سال برای ملاقات پطرس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی بسر بردم اما از سایر رسولان جز یعقوب برادر خداوند را ندیدم» (غلاطیان 1 :17 ـ19 )

 

6- نو آوری در تعالیم مسیحیت

پولس بعد از مکاشفه شروع به ترویج تعالیمی نمود که در میان رسولان و خود مسیح سابقه نداشت که یک بحث مستقل در این زمینه میکنیم

 

7- تاخیر در نقل داستان مکاشفه

نقلی که از داستان مکاشفه رسیده سالیان درازی بعد از وقوع آن است در حالی که مکتوباتی از عهد جدید قبل از آن تاریخ نوشته شده و حتی خود پولس مکتوباتی زیادی قبل از زمان تالیف لوقا دارد و در هیچ یک از آنها داستان مکاشفه نقل نشده

 

8- مخالفت با حواریون بزرگ

پولس بعد از مکاشفه خود را بزرگترین رسول مسیح میداند و دیگر رسولان را با القابی چون رسولان کذبه میخواند  و از همه مردم میخواهد از وی تبعیت کنند و برای دیگران خط و مشی تعریف میکند که دیگر رسولان باید در چه حیطه ای کار کنند و با حواریون بزرگی چون پطرس مخالفت میکند و حتی او را ریا کار میداند که بعدا در این مورد سخن میگوییم

 

ادامه دارد

 

 

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   • 

پولس و مكاشفه(7)

 

پولس و مكاشفه

 

(قسمت ششم)

 

 

در مقاله قبلی گفتیم كه پولس از كاهن اعظم در اورشلیم نامه ای میگیرد تا روانه دمشق شود و مسیحیان دمشق را دست بسته شكنجه دهد و به اورشلیم بیاورد

 

پولس راهی دمشق میشود در بین راه ا معلوم نیست كه در بین راه چه بر او گذشت كه تغییر عقیده داد و به كیش مسیحی در آمد در مورد علت  مسیحی شدن او  این مطلب  را  بیان می كنند كه

 

 : ناگاه نوری از آسمان دور او درخشید؛به زمین افتاد آوازی شنید كه بدو گفت: «ای شائول،‌ شائول، برای چه بر من جفا می‌كنی؟» گفت: «خداوندا تو كیستی؟» خداوند گفت: «من آن عیسی هستم كه تو بدو جفا می‌كنی.» … اما آنانی كه همسفر او بودند، خاموش ایستادند، چونكه آن صدا را شنیدند، لیكن هیچ كس را ندیدند. پس پولس از زمین برخاسته چون چشمان خود را گشود هیچ كس را ندید و دستش را گرفته او را به دمشق بردند، و سه روز نابینا بود.

هنگامی كه، در پایان سفر خود كه ناتوان و همچنان نابینا بود، روی صورتش دستهای آرامبخش یك یهودی گرویده را حس كرد «در ساعت از چشمان او چیزی مثل فلس افتاده بینایی یافت، و برخاسته تعمید گرفت؛ و غذا خورده قوت گرفت.» چند روز بعد داخل كنیسه‌های دمشق شد و اعلام كرد كه عیسی «پسر خدا» است.

فرماندار دمشق، به تحریك یهودیان آزرده خاطر، فرمان دستگیری بولس را داد. دوستان جدید بولس او را در میان سبدی از فراز دیوارهای شهر عبور دادند. خود وی می‌گوید كه مدت سه سال در دهات عربستان دربارة عیسی موعظه كرد. سپس چون به اورشلیم بازگشت، مورد عفو و محبت پطرس واقع شد و مدتی با او به سر برد. بیشتر حواریون به او اعتماد نداشتند، ولی برناباس، كه خودش نو ایمان بود، دست موافقت به او داد و كلیسای اورشلیم را ترغیب كرد كه به آزار دهندة سابق خود مأموریت دهد تا این «بشارت» را ابلاغ كند كه مسیح آمده است و بزودی ملكوت را برقرار می‌سازد. یهودیان یونانی زبان كه وی «بشارت» را به آنان عرضه كرد كوشیدند او را به قتل برسانند، و حواریون، شاید از ترس اینكه مبادا حدت و حرارت او جان همه‌شان را به خطر اندازد، او را به طرسوس فرستادند.

 

 این سخنان كلیسا و كتاب مقدس است و  اگر ما نخواهیم به سخن كلیسا گردن نهیم باید تردید هایی در مكاشفه پولس بكنیم كه در بحث بعدی به این تردید ها خواهم پرداخت

 

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   • 

پولس یهودی (6)

 

پولس یهودی

 

(قسمت پنجم)

 

 پولس یک یهودی افراطی ای بود که با تمام همتش را در راه مبارزه با مسیحیت همت میگماشت

 

1-  از کسانی بود که در قتل  استیفان اولین شهید مسیحیت شرکت داشت و به آن راضی بود ( اعمال رسولان 60:7)

 

2-   در عبارت کتاب مقدس آمده (اما سولس (پولس) بی رحمانه بر کلیسا میتاخت و خانه به خانه گشته زنان و مردان را بیرون میکشید و زندان میافکند ) (اعمال رسولان 2:8)

 

3-  پولس همچنان به دمیدن تهدید و قتل بر شاگردان خداوند ادامه میداد (اعمال 1:9)

 

4-  او آنقدر در کشتار مسیحیان خود را متعهد میدید که به کشتار مسیحیان اورشلیم کفایت ننموده و به پیشنهاد خود نزد کاهن اعظم رفت تا نامه ای به کنیسه های دمشق بنویسد تا چنانچه کسی از مسیحیان را ببیند در بند نهد و به اورشلیم بفرستد (اعمال رسولان 2:9)

 

اگر ما بتوانیم یهودیان را به دو گروه یهودیان میانه رو و یهودیان افراط گرا

از این عبارات نشان میدهد پولس یک یهودی معمولی نبوده بلکه جزو گروه یهودیان افراط گرا محسوب میشود و از نظر شخصیتی جزو افراط گرایان یهودی بود

 

در مقاله های بعد به مکاشفه پولس و پولس مسیحی خواهیم پرداخت

 

 

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   • 

تاريخ رسولان بعد از مسيح(5)

 

تاريخ رسولان  بعد از مسيح

 

 (قسمت چهارم)

 

مسيح به آسمان صعود کرد

مدتي بعد از قيام ادعايي مسيح مسيح با شاگردانش بود و سپس به اسمان عروج كرد

 

روز پنطيكاست

چند روز بعد از عروج مسيح شاگردان مسيح در جايي جمع بودند كه ناگهان با و طوفان شديدي وزيد و شاگردان به حالت افتادند كه هر كس ايشان را ميديد گمان ميكرد كه مست شدند در اين حال به ادعاي انجيل روح القدس بر شاگردان نزول كرد و ايشان ميتوانستند به زبانهاي مختلف تكلم كنند

 

سخنراني و دستگيري پطرس

پطرس سخنراني کرد و پس از شفاي يک مرد عليل دستگير شدند و شوراي يهود ميخواست از ايشان تعهد بگيرد که ديگر به نام مسيح چنين نکنند و ايشان نپذيرفتند

 

مرگ حنانيا به خاطر شرکت نکردن در اموال

ايمانداران در اموال شريک هم بودند و هر کس هر چه داشت در اختيار ديگران قرار ميداد و از قضا روزي حنانيا زميني فروخت و مقداري از آن را ذخيره کرد و بيشتر آن را در اختيار رسولان قرار داد ÷طرس وي را سرزنش کرد که چرا چنين کردي و همه اموال را نياوردي در دم حنانيا جان سپرد و سپس زنش وارد شد و او انکار کرد که مالي در نزد خود نگاه داشته پطرس وي را هم سرزنش کرد و او نيز جان س÷رد و هر دو را کفن کردند و دفن نمودند (اعمال رسولان 1:5)

 

آزار رسولان

و پس از مطرح شدن رسولان يهود شروع به آزار رسولان نمودند و رسولان را زندان نمودند ولي روز بعد وقتي وارد زندان شدند کسي را در زندان نيافتند

 

دستگيري و قتل استيفان و شرکت پولس در قتل وي

دستگيري استيفان که يکي از شوراي هفت نفره  نيکنامي براي پخش جيره غذايي بود اهميت به سزايي دارد

يهوديان به وي تهمت زندند که به موسي کفر گفته وي را دستگير کردند و او سخنراني آتشيني در برابر شوراي يهود نمود

و چون اين سخنان را شنديدند غضبناک شدند و استيفان را براي سنگسار کردن به بيرون شهر بردند و سنگسار کردند و کشتند استيفان اولين شهيد مسيحيت است

از افرادي که به گونه اي در قتل وي شرکت نمود و به آن راضي بود شخصيتي به نام پولس است که بعدا با وي بيشتر آشنا ميشويم

 

 

نوشته شده توسط پرسشگر در |  لینک ثابت   •