فیلتر وبلاگهای مفید
فیلتر وبلاگ های مفید
مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد .
مدت یک ماهی است که به طور همزمان در بسیاری از شهرستانها چندین وبلاگ مفید در زمینه نقد و بررسی مسیحیت . نقد و بررسی صهیونیسم فیلتر شدند
اگر یک یا دو وبلاگ بود و یا به طور همزمان این کار صورت نمیگرفت نگرانی کسی را بر نمی انگیخت
ولی فیلتر شدن چند وبلاگ مفید در زمینه مواجهه مسیحیت و صهیونیزم آن هم به طور همزمان نمیتواند اتفاقی باشد
گر چه باز هم امیدوارم که اشتباه شده باشد و مسئولین هر چه زودتر نسبت به رفع فیلترینگ از وبلاگهایی که هیچ محتوای غیر قانونی نداشتند و بدون توهین نسبت به برخی حقایق افشا گری میکردند اقدام کنند
لیست برخی از این وبلاگها فیلتر شده
http://kelisa-masjed.blogfa.com/
وبلاگ برادر ارجمند پدر آریوس که در باره سوالات مطرح در باره مسیحیت مینوشت
http://2khtareaseman.blogfa.com/
وبلاگ خواهر عزیزم مریم سلطانی که در باره کلیسا و حقوق زنان در مسیحیت افشا گری میکرد
http://www.islamyar.blogfa.com/
وبلاگ برادر گرامیم یار علی که بسیار محترمانه و منطقی شبهات مسیهان را پاسخ میداد
http://www.100soal.blogfa.com/
وبلاگ برادر عزیزم امید بارتئموس که از مسیحیان نو مسلمان است و در باره کتاب
مقدس افشا گری میکرد
و چندین وبلاگ مفید که به طور منطقی و مفید در باره صهیونیزم و مسیحیت صهیوننیزم افشا گری میکردند
http://www.realterrorist.blogfa.com/
http://www.naqdfilm.blogfa.com/
http://www.cinemazion.blogfa.com/
http://www.masiheyahoodi.blogfa.com/
http://gharbshenasi.blogfa.com/
امیدوارم مسئولین مربوطه هر چه سریعتر نسبت به رفع فیلتر از این وبلاگها اقدام کنند
و بیش از این باعث رنجش دوستان خوبی که با انگیزه های مقدس گوشه ای از زندگی خود را خالصانه به مبارزه با برخی از شبهات رایج در جامعه کردندند را فراهم نکنند
البته این اتفاق در برخی از شهرستانها رخ داده و در همه ای اس پی ها عمل نشده است
پولس رسول میشود (9)
پولس رسول میشود
(قسمت هشتم)
ر اثر مکاشفه ای که گفته شد مسیحی میشود و بلافاصله مشغول بشارت میگردد
و ابتدا میگوید «لایق نیستم كه به رسول خوانده شوم چونكه بر كلیسای خدا جفا میرسانیدم» (اول قرنتیان 15 :9 )
و با کمال احتیاط مشغول تبشیر مسیحیت میگردد پس از سه سالی که در دهات عربستان تبشیر میکند به اورشلیم می اید و سپس به اورشلیم بر میگردد و بعد از آن به انطاکیه میرود و در انطاکیه تعداد زیادی را مسیحی شده بودند
برنابا به همراه پولس راهی انطاکیه میشوند یک سال در این جا میمانند
رسیدن انجیل به انطاکیه در سوریه
در انطاکیه بود که شاگردان برای نخستین بار "مسیحی" خوانده شدند در این ضمن پطرس در اورشلیم در زندان بسر میبرد و کلیسا برای او با جدیت دعا میکرد و بسیاری در خانه مادر مرقس گرد آمده و دعا میکردند.
اولین سفر ماموریتی پولس
در قونیه، پولس هم یهودیان و هم یونانیان را به سوی ایمان هدایت کرد و زمان قابل توجهی در آنجا ماند. پولس سپس به لستره و دربه گریخت،
پولس به مردان لستره که فکر میکردند ایشان (پولس و برنابا) خدایان هستند
پس از اینکه پولس و برنابا انجیل را در دربه موعظه کردند و بسیاری را شاگرد ساختند، به لستره، قونیه و انطاکیه پیسیدیه بازگشتند. پس از بازگشت به انطاکیه، آنها کلیسا را دور هم جمع کردند و گزارش دادند که خدا در ایمان را برای امتها گشوده است. سپس مدتی طولانی را در آنجا ماندند.
در این جا بود که عده ای از بت پرستان میخواستند مسیحی شوند ولی ختنه مانع عمده آنان بود و با اصرار پولس در شورای اورشلیم بنا بر این شد برخی از آداب شریعت از غیر یهودیانی که میخواهند مسیحی شوند برداشته شود
بنابراین رسولان ومشایخ، بهمراه تمامی کلیسا، مردانی را برگزیدند تا حامل نامه تصمیمات به مسیحیان غیر یهودی در انطاکیه، سوریه، کیلیکیه باشند.
دومین سفر ماموریتی پولس
پس از چندی در انطاکیه، پولس و برنابا تصمیم گرفتند تا به آن شهرهایی بازگشت کنند که قبلا در آنجا کلام خداوند را اعلان کرده بودند. هدف آنها این بود تا از حال آنها و وضعیتشان با خبر شوند.
در اینجا بین پولس و برنابا بر سر همراهی مرقس نزاعی رخ میدهد و پولس حاضر نمیشود یوحنا را در این سفر همراه ببرد بنا بر این پولی از برنابا جدا میشود
گزارش ثبت شده میگوید که پولس، سیلاس را با خود برداشت تا به همراهی او کلیساها را تقویت کنند. تیموتائوس در بین راه به جمع ایشان( پولس و سیلاس) پیوست.
آنها توسط روح القدس از رساندن کلام به برخی جاها منع شدند، سپس پولس بهمراه گروه خود بسمت اروپا حرکت کرد. پولس به دلیل رویایی که دید متقاعد شد که خدا آنها را به موعظه انجیل در مقدونیه فرا میخواند. او به فیلیپی رفت و خانواده لیدیه را تعلیم و تعمید داد. اما وقتی او و سیلاس روح غیبگویی را که در کنیزی وجود داشت اخراج کردند، اربابان آن کنیز باعث به زندان افتادن پولس و سیلاس شدند. پولس و سیلاس در حال دعا و سرود خواندن در زندان بودند که زمین لرزهای آنها را از بند آزاد ساخت و این فرصتی را فراهم کرد تا به زندانبان تعلیم دهند و آنها نیز ایمان به عیسی مسیح و پیش نیاز برای رستگاری را اعلام کردند. پس از درمیان گذاشتن کلام خداوند با او و اهل خانهاش، زندانبان و خانوادهاش در همان شب تعمید یافتند. قبل از ترک فیلیپی، پولس و سیلاس با ایمانداران ملاقات کردند.
پس از اینکه به تسالونیکیه رسیدند، پولس بر طبق عادت به کنیسه یهودیان رفته و از کتاب مقدس به ایشان نشان داد که مسیح میبایست رنج ببیند و از مردگان برخیزد. سپس او عیسی را بعنوان مسیح به آنها معرفی کرد و پس از آن برخی از یهودیان و بسیاری از یونانیان و تعدادی از زنان با نفوذ و سرشناس مجاب گشتند. اما تنی چند از یهودیان نقشه ای کشیدند و پولس و همراهش را مجبورکردند تا به بیریه بروند. در آنجا تعدادی یهودی را مسیحی کردند .
پولس به دلیل دردسر تولید شده توسط یهودیانی که از تسالونیکیه آمده بودند، به تنهایی به آتن سفر کرد. پولس وقتی در آتن با بت خانه ها روبرو شد اعلان کرد زمان جهالت گذشته است و خدا همه بشر را به توبه دعوت میکند. همه باید با روزی مواجه شوند که توسط مسیح قیام کرده داوری گردند. تعلیم او درباره رستاخیز باعث شد تا عدهای او را تمسخر کنند و عدهای نیز ایمان آورند.
سپس پولس به قرنتس سفر کرد و در آنجا به کار خیمه دوزی مشغول شد و درهرسبت( شبات) در کنایس به مباحثه میپرداخت در طی مدت 18 ماهه اقامت او در قرنتس، یهودیان بیایمان تلاش کردند تا پولس را به محاکمه در دادگاه بکشانند. آنها اینگونه شکایت خود را مطرح کردند که پولس، افراد را به پرستشی در تغایر با شریعت موسی متقاعد میکند اما والی رومی آنجا از شنیدن دعوی آنها امتناع ورزید. از قرنتس در راه برگشت به انطاکیه، پولس به افسس و قیصریه رفت .
سومین سفر ماموریتی پولس
پس از ترک انطاکیه، پولس از مکانی به مکانی دیگر در سرتاسر غلاطیه و فریجیه سفر میکرد و شاگردان را تقویت مینمود. تقریباً در همان زمان، شخصی یهودی اهل اسکندریه بنام آپولس به افسس وارد شد. آپولس با دقت امور مربوط به عیسی را تعلیم داد اما تنها از تعمید یحیی آگاهی داشت. او با شجاعت در کنیسه سخن گفت و وقتی اکیلا و پریسکیلا سخنانش را شنیدند، طریق خدا را دقیقتر به او آموختند. سپس آپولس به اخائیه رفت و عقاید یهودیان بیایمان را ردّ کرد و نشان داد که عیسی همان مسیح است.
در این میان پولس به بنای شاگردان در جاهای بسیار ادامه داد. در بازگشت به افسس، او با دوازده شاگرد برخورد کرد که تنها تعمید یحیی را یافته بودند روزانه آنها را در تالار سخنرانی تیرانوس به مدت دوسال تعلیم داد. در نتیجه کلام انجیل در سرتاسر ایالت موعظه گردید.
حادثهای که توسط برخی از جنگیران یهودی در افسس ایجاد شد به پولس کمک کرد و ترس بر یهودیان و یونانیان مستولی گشت و بسیاری که به جادوگری اشتغال داشتند، کتابهای خود را آوردند و آنها را در ملاء عام سوزاندند. جامعه مسیحی تبدیل به جمعی پر نفوذ در افسس شد بطوریکه بت سازان و صاحبان این حرفهها رونق خود را از دست دادند و زیان کردند. این صنعتگران بلوایی را برپا کردند که نهایتاً پولس مجبور شد آن شهر را ترک کند. او شاگردان را تشویق و ترغیب کرد و به یونان سفر نمود و در مسیر سفر مومنین را تشویق و ترغیب میکرد.
به محض بازگشتش از یونان و مقدونیه، پولس در ترواس توقف کرد و هفت روز در آنجا ماند و در اولین روز هفته زمانی که شاگردان برای شرکت در شام خداوند جمع شده بودند، پولس با ایشان مباحثه و گفتگو کرد.
وقتی به میلیتوس رسید، مشایخ افسس را موعظه کرد
