خداوندی مسیح (17) خدایی که عاجز است
خدایی که نمیتواند! (۱۷)

یکی از مواردی که با استناد به آن میتوان اثبات کرد که حضرت عیسی(ع) خدا نبوده موارد متعددی است که وی اظهار عجز و ناتوانی كه اين خصوصيات با الوهيت او سازگاري ندارد.
خدایی که نمیتواند! (۱۷)
یکی از مواردی که با استناد به آن میتوان اثبات کرد که حضرت عیسی(ع) خدا نبوده موارد متعددی است که وی اظهار عجز و ناتوانی كه اين خصوصيات با الوهيت او سازگاري ندارد.
همچنين در مقابل جسارتها و ظلمهاي ديگران هيچ عكسالعملي نميتواند نشان دهد.
مسیح ناله میکند
1ـ متي27: 46:
«نزديك به ساعت نهم، عيسي (بر بالاي صليب) به آواز بلند صدا زده گفت:
إيلي إيلي لما سَبَقتَني: يعني الهي الهي مرا چرا ترك كردي»
به مسیح تپانچه میزنند
2ـ لوقا22: 63-65:
«و كساني كه عيسي را گرفته بودند، او را تازيانه زده، استهزاء نمودند، و چشم او را بسته طپانچه بر رويش زدند، و از وي سؤال كرده گفتند: "خبر ده كه تو را زده است؟" و بسيار كفر ديگر به وي گفتند.»
مسیح نیاز به تقویت فرشته دارد
3ـ لوقا22: 39-45:
«و بر حسب عادت بيرون شده به كوه زيتون رفت و شاگردانش از عقب او رفتند ... دعا كرده و گفت ... و فرشتهاي از آسمان بر او ظاهر شده، او را تقويت مينمود، پس به مجاهده افتاده، به سعي بليغتر دعا كرد، چنانكه عرق اومثل قطرات خون بود كه بر زمين ميريخت»
طبق اين آيات، حضرت مسيح احتياج به ياري و تقويت فرشتهها دارد.
کسی دیگر باید مسیح را برکت دهد
4ـ متي3: 16 و 17:
«اما عيسي چون تعميد يافت، فوراً از آب برآمد كه در ساعت آسمان بر وي گشاده شد و روح خدا را ديد كه مثل كبوتري نزول كرده، بر وي ميآيد، آنگاه خطابي از آسمان در رسيد كه: اين است پسر حبيب من كه از او خشنودم»
اگر حضرت مسيح، خداست ديگر نيازي به نزول روحالقدس بر او ندارد.
مسیح خسته میشود
5ـ يوحنّا4:6:
«پس عيسي از سفر خسته شده همچنان بر سر چاه نشسته بود ...»
خستگي و تعب از صفات انساني و بشري است و با صفات خداوند سازگاري ندارد.
مسیح فراری میشود
6ـ يوحنّا11: 53 و 54:
«و از همان روز شورا كردند كه او را بكشند، پس بعد از آن عيسي در ميان يهود آشكارا راه نميرفت بلكه از آنجا روانه شد به موضعي نزديك بيابان به شهري كه افرايم نام داشت ...»
اگر خداوند در جسد مسيح است طبق اعتقاد مسيحيان، چگونه معقول است كه خداوند در جسد او باشد اما او از ترس يهود از شهري به شهر ديگر فرار كند
در برخی از کامنتها دیده شده که برخی از دوستان مسیحی می خواهند تلاش کنند که اثبات کنند مواردی که مسیح اظهار عجز میکرده از روی حس انسان بودنش بوده
ولی در پاسخ این دوستان باید گفت ابتدا باید این مساله ثابت شود که مسیح دو جنبه دارد که ما هیچ آیه قابل استدلالی پیدا نشد
و در ثانی ما مخاطبمان همان مسیحی بوده که عاجز بوده اگر شما مسیح دیگری سراغ دارید معرفی کنید
خداوندی مسیح(15)کلمه خدا بود
کلمه خدا(یی) بود(۱۵)
یکی از مهمترین آیاتی که تثلیث گرایان به آن برای الوهیت مسیح استناد میکنند آیه اول یوحنا است در این جستار آن آیه را بررسی میکنیم
****************************************************************************
استدلال مسیحیان
یکی از مهمترین استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح آیه اول یوحنا است .در یوحنا 1: 1 میخوانیم:
((در ابتداء کلمه بود و کلمه پیش خدا بود و کلمه خدا بود.))
پیروان تثلیث ادعا میکنند که این به معنی آن است که ((کلمه)) (به یونانی هرلوگوس) که بصورت عیسی مسیح بر زمین آمد خودِ خدای قادر مطلق بود.
و به این آیه استناد میکنند که مسیح خدا بود
پاسخ(1)
چگونه شخصی که پیش شخص دیگری است همان شخص است؟
اما توجه کنید که در اینجا نیز مضمون متن ، زمینه را برای درک دقیق مطلب مهیا میسازد. این آیه میگوید که ((کلمه پیش خدا بود.)) فردی که ((پیش)) شخص دیگری باشد نمیتوان همان شخص باشد. هماهنگ با این مطلب ، مجلة نشریات کتاب مقدس ، به سردبیری جوزف آ. فیتس مایِر یسوعی ، اشاره میکند که اگر قسمت آخر یوحنا 1: 1 به معنی خدای [قادر مطلق] تفسیر شود ، در آنصورت ((با عبارت پیشین آن در تضاد خواهد بود)) ، که میگوید کلمه پیش خدا بود.
پاسخ(2)
ترجمه دقیق آیه مذکور چیست؟
در یوحنا 1: 1 ، اسم یونانی تِئوس (خدا) دو بار قید میشود. بار اول به خدای قادر مطلق اشاره میکند که کلمه پیش او بود (((و کلمه [لوگوس] نزد خدا [شکلی از تئوس] بود))) . این تئوس اول به دنبال شکلی از حرف تعریف یونانی تون می آید که به هویتی بخصوص اشاره میکند ، در اینمورد خدای قادر مطلق.
از طرف دیگر هیچ حرف تعریفی برای تئوس دوم در یوحنا 1: 1 وجود ندارد. بنابراین ترجمة تحت اللفظی چنین خواهد بود ، ((و خدا بود کلمه.)) معهذا ، دیده ایم که بسیاری از ترجمه های دومین تئوس (یک اسم مسند) را بصورت ((الهی)) ، ((خداگونه)) ، یا ((خدایی)) ارائه میدهند. آنها با چه اختیاری این کار را میکنند؟
زبان یونانی کُیینی حرف تعریف دارد ، اما حرف نکره ندارد. بنابراین وقتی که پیش از اسم مسند حرف تعریف نیامده باشد ، بسته به مضمون متن ممکن است نکره باشد.
مجلة نشریات کتاب مقدس میگوید که عبارتهایی که ((دارای مسندی بدون حرف تعریف هستند که پیش از فعل می آید ، اصولاً معنی توصیفی دارند.)) همانطور که این مجله مینویسد ، این موضوع معلوم میدارد که لوگوس میتواند به خدایی تشبیه شود. همچنین در مورد یوحنا 1: 1 میگوید: ((قدرت توصیفی این مسند آنقدر زیاد است که این اسم [تئوس] را نمیتوان معرفه در نظر گرفت.))
پاسخ(3)
ترجمه های دیگر این آیه را چگونه ترجمه کردند؟
توجه کنید ، که ترجمه های دیگر ، این قسمت از آیه را چگونه ارائه میدهند:
1808: ((و کلمه خدایی بود.)) ترجمة اصلاح شدة عهد جدید ، بر اساس ترجمة جدید اسقف اعظم نیوکام ، با متن اصلاح شده.
1864: ((و خدایی بود کلمه.)) ترجمة موکد دو زبانه ، قرائت مابین سطرها از پنجامین ویلسون.
1928: ((و کلمه وجودی الهی بود.)) کتاب مقدس سانته نِر ، انجیل یوحنا ، از موریس گوگل.
1935: ((و کلمه الهی بود.)) کتاب مقدس – ترجمة آمریکایی ، از ج . م . پ . اسمیت و اِ . ج . گودسپید.
1946: ((و از نوعی الهی بود کلمه.)) عهد جدید ، از لودویگ تیمِه.
1950: ((و کلمه خدایی بود.)) ترجمة دنیای جدید از نوشته های مقدس یونانی مسیحی.
1958: ((و کلمه خدایی بود.)) عهد جدید ، از جیمز ل. تومانِک.
1975: ((و خدایی (یا از نوعی الهی) بود کلمه.)) انجیل یوحنا از زیگفرید شولتس.
1978: ((و از نوع خداگونه بود لوگوس.)) انجیل یوحنا از یوهانِس شنایدِر.
و مسلم است که نه تنها مسیح بلکه همه مقدسان و انبیا هم خدایی بودند و حواریون مسیح هم خدایی بودند چنان که خود مسیح در باره ایشان میفرماید انجيل يوحنا 17 : 12:ای پدر قدوس اینها(حواریون) را که به من دادی به اسم خود نگاه دار تا یکی باشند چنانکه ما هستیم
پاسخ(4)
نمونه های دیگر از همین نوع ادبیات در کتاب مقدس که به معنی همذات ترجمه نشده!
بنابراین یوحنا 1: 1 خصوصیت کلمه را نشان میدهد ، این که او ((الهی)) ، ((شبیه خدا)) ، ((خدایی)) است ، و نه اینکه خدای قادر مطلق است. این مطلب با بقیة کتاب مقدس هماهنگی دارد که نشان میدهد عیسی ، که در اینجا در نقش سخنگوی خدا ((کلمه)) خوانده میشود ، زیر دست مطیعی بود که از طرف خدای متعال و قادر مطلقِ خود به زمین فرستاده شد.
در بسیاری از آیات دیگر کتاب مقدس ، تقریباً همة مترجمان زبانهای دیگر ، هنگامی که جملات یونانی با ساختاری مشابه را ترجمه میکنند بطور ثابت حرف نکره را در آنها میگنجانند. برای مثال در مرقس 6: 49 هنگامی که شاگردان دیدند که عیسی بر روی آب راه میرود ، کتاب مقدس ترجمة فارسی ، چاپ 1904 میگوید: (([آنها] تصوّر نمودند که این خیالی است . . . ))در یونانی کُیینی ، پیش از واژة ((خیال)) حرف نکره وجود ندارد. اما تقریباً همة مترجمان در زبانهای دیگر حرف نکره را (مانند ((ی)) نکرده در آخر واژة ((خیالی)) ) ، به منظور برقراری هماهنگی بین ترجمه و مضمون متن ، بدان اضافه میکنند. به همین ترتیب ، چون یوحنا 1: 1 نشان میدهد که کلمه پیش خدا بود ، او نمیتوانست خدا باشد بلکه ((خدایی))، یا ((الهی)) بود.
جوزف هنری تایِر ، عالِم الهیات و پژوهشگری که بر روی ترجمة آمریکن استاندارد کار میکرد بسادگی اظهار کرد: ((لوگوس الهی بود ، نَه خودِ وجودِ [قادر مطلق] الهی.)) و جان ل. مک کنزی یسوعی در فرهنگ کتاب مقدس نوشت: ((یوحنا1: 1 باید به دقت ترجمه شود . . . (کلمه وجودی الهی بود).))
یک اشکال و پاسخ
اما بعضی ادعا میکنند که چنین ترجمه هایی از قاعدة دستوری زبان یونانی کُیینی ، که بوسیلة پژوهشگر زبان یونانی اِ. ک . کُلوِل در سال 1933 منتشر شد ، تخطی میکنند. او ادعا کرد که اسم مسند در زبان یونانی ((هنگامی که بعد از فعل قرار بگیرد حرف [تعریف] دارد ؛ و وقتی پیش از فعل قرار بگیرد حرف [تعریف] ندارد.)) به این وسیله او این منظور را میرساند که اسم مسند پیش از فعل باید طوری فهمیده شود که گویی حرف تعریف در جلوی آن قرار دارد. یوحنا 1: 1 اسم دوم (تئوس) یعنی مسند ، پیش از فعل آمده است – ((و [تئوس] بود کلمه.)) بنا بر ادعای کُلوِل ، یوحنا 1: 1 باید چنین خوانده شود: ((و [قادر مطلق] خدا بود کلمه.))
اما فقط به دو مثال در یوحنا 6: 70 توجه کنید. آنجا عیسی به شاگردانش میگوید: ((حال آنکه یکی از شما ابلیسی است)). درست مانند یوحنا 1: 1 ، در زبان یونانی اسم مسند (((ابلیس))) پیش از فعل (((است))) قرار دارد. هیچ حرف نکره ای در جلوی اسم مذکور وجود ندارد ، زیرا در زبان یونانی کُیینی حرف نکرده وجود نداشت. اما بیشتر مترجمان حرف نکره را در جمله میگنجانند زیرا دستور زبان یونانی و مضمون متن این امر را ایجاب میکند. – همچنین به مرقس 11: 32 مراجعه کنید.
کُلولِ مجبور شد این مطلب را دربارة اسم مسند تصدیق کند ، زیرا او گفت: ((در این حالت به حرف نکره نیاز است ، فقط هنگامی که مضمون متن آنرا ایجاب میکند.)) بنابراین حتی او هم اقرار میکند ، در صورت اقتضای متن مترجمان مجاز هستند ، در این نوع ساختار جمله ، حرف نکره را در کنار اسم قرار دهند.
آیا مضمون متن در یوحنا 1: 1 استفاده از حرف نکره را ایجاب میکند؟ بلی ، زیرا شهادت کل کتاب مقدس این است که عیسی قادر مطلق نیست. بنابراین ، قاعدة دستورِ زبانیِ مشکوک کُلوِل نیست که باید برای مترجمان راهنما باشد بلکه در این موارد مضمون متن باید مترجمان را راهنمایی کند. و از تعداد زیادی ترجمه به زبانهای مختلف که حرف نکره را در یوحنا 1: 1 و در جاهای دیگر میگنجانند ، در می یابیم که بسیاری از علمای دین ، و همین طور کلام خدا ، با چنین قاعدة ساختگیی موافق نیستند.
اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم؟
خداوندي مسيح (14) پدر در من است و من در پدر
پدر در من است و من در پدر (۱۴)
در این جستار به یکی دیگر از مهمترین استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح میپردازم و کم کم با چند مقاله دیگر داریم این بحث بسیار مهم را به پایان میبریم و سپس به یکی دیگر از مسایل بسیار مهم در این باب میپردازیم
*******************************************************************
یکی از استدلالات ارباب کلیسا برای اثبات الوهیت مسیح آیه ذیل میباشد
نه برای اینها فقط سوال میکنم بلکه برای آنها نیز که به وسیله کلام ایشان را به من ایمان خواهند آورد تا یک گردند چنانکه تو ای پدر در من هستی و من در تو تا ایشان نیز در ما یک باشند تا جهان ایمان آرد که تو مرا فرستادی یوحنا 17 : 20
و همينطور بعضي از نصوص ديگر که دلالت دارد براينکه خدا در مسيح حلول کرده است مانند يوحنا 14 : 11
آيا باور نميكني كه من در پدر هستم و پدر در منست سخنهائي كه من به شما ميگويم از خود نميگويم لكن پدري كه در من ساكن است او اين اعمال را ميكند مرا تصديق كنيد كه من در پدر هستم و پدر در من است و الاّ مرا بسبب آن اعمال تصديق كنيد امین آمین به شما میگویم هر که به من ایمان آرد کارهایی که من میکنم او نیز انجام میدهدو بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد
و اين کلام مسيح به نظر دانشمندان کلیسا بر این مطلب گواهی میدهد که مسیح خداست زیرا به وضوح گفته است خدا در مسیح است و مسیح در خدا و یکی از بهترين دليل بر الوهیت مسيح بشمار مي آيد
پاسخ (۱)
و در ابتدای امر هم چنین به ذهن میرسد ولی با اندک تاملی پرده از روی این تصور کنار میرود
و نشان میدهد مکنظور مسیح از گفتار اتحاد واقعی با خدا نبوده بلکه اشاره به نوعی اتحاد مجازی دارد
و این حالت نه برای مسیح بلکه برای ایمانداران هم هست و مومنين به مسيح بايد با خدا يکي باشند يعني مثل يک فرد واحد باشند چرا که تبايني بين آراء و اعمالشان و اعتقاداتشان وجود ندارد همانطوري که مسيح اينطور بود چرا که او دوست نمي داشت مگر آنچه را که خدا دوست دارد و دشمن نمي داشت مگر آنچه را که خدا دشمن بدارد و هرگز از او گفته يا عملي صادر نشد که خدا از آن ناراضي باشد و همين هم شان انبياء است و بهمين خاطر است که خدا اطاعت از انبيا ء را با اطاعت از خودش مقارن قرار داده است و معصيت آنها را هم همينطور.
و این نوع اتحاد با خدا مستلزم الوهیت مسیح نیست بلکه شدت ارتباط مسیح با خدا را میرساند
پاسخ(۲)
زیرا ما وقتی به جملات مشابه این جمله در دیگر موارد انجیل میگردیم میبینیم سخن ما درست است مثلا در نامه اول یو حنا آمده است که:
هر که اقرار کند عیسی پسر خداست خدا در وی ساکن است و وی در خدا
نامه اول يوحنا 4 : 15
پاسخ (۳)
همچنين مثل اين حرف را در جاي ديگري تکرار مي کند که :
خدامحبت است و کسی که در محبت ساکن است در خدا ساکن است و خدا در او (ساکن است)
نامه اول يوحنا 4 : 16
يوحنا اين جمله معنای مجازی فهمیده نه اتحاد حقیقی با خدا وگر نه که باید بگوییم همه ایمانداران خدا هستند و این را هیچ کسی معتقد نیست
پس ديگر جاي شکي باقي نمي ماند که مراد از اين نصوص معني مجازي است نه معني حقيقي
