X
تبلیغات
گفت و گوهای من و مسیحیان - تثلیث
پرسشهایی در باره مسیحیت؟

تثلیث و منطق

مناظره  محمد و فیلیپ


از دیر باز این مساله مشکل بزرگ کلیسا بوده که تثلیث را چگونه عقل پذیر سازد و در این راستا تلاش هایی صورت گرفته اما همچنان بسیاری از بزرگان کلیسا هنوز بر این باورند که تثلیث را با منطق نمیتوان دریافت همچنان که آنسلم معتقد است ایمان می اورم تا بفهمم  مگ گراث مینویسد مشکل ترین مساله ای که یک دانشجوی الهیات با آن روبرو است درک مساله تثلیث است

منطق در این باره چه حکم میکند ؟ ایا تثلیث منطقی است و یا غیر منطقی است ؟ پاسخ این مساله را در مناظره بین محمد و فیلیپ چویا شوید 




مقدمه و شروط - واسط مناظره.

مشروح مناظره را از این لینک دریافت کنید



این مناظره در انجمن NGOIC به اجرا رسید

نتیجه گیری طرفین و خلاصه مناظره را در ادامه مطلب ببینید.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 تیر1389ساعت   توسط محمد  | 

تثلیث در ادیان گذشته

(قسمت چهاردهم)

  

 

 

تثلیث در ادیان گذشته

(قسمت چهاردهم)

 

 

و در سراسر تاریخ جهان باستان ، از همان روزگار بابل ، پرستش بتها در گروه سه تایی یا ثلاثی معمول بود. در مصر ، یونان و روم نیز از قرنها پیش از آمدن مسیح تا قرنها پس از مرگ او تأثیر این رسم مشهود بود. پس از مرگ رسولان چنین اعتقادات بت پرستانه ای در مسیحیت نفوذ پیدا کردند.

ویل دورانت تاریخ نویس اظهار کرد: (مسیحیت بت پرستی را نابود نکرد ؛ بلکه آنرا مورد اقتباس قرار داد.  . . .  ایده های تثلیث الهی از مصر سرچشمه میگیرند.)

 

و در کتاب مذهب مصری ، زیگفرید مورِنز مینویسد: (تثلیث مشغلة ذهنی عمدة علمای الهیات مصری بود.  . . . سه خدا با هم ترکیب و بصورت وجودی منفرد تلقی میشوند و بصورت مفرد مورد خطاب قرار میگیرند. و به این طریق نیروی روحانی مذهب مصری پیوندی مستقیم با علم الهیات مسیحی ظاهر میسازد.)

 

بايد گفت كه تثليث, ساخته مسيحيان نبوده و داراي بنيانهاي تاريخي در عقاید بت پرستان بوده  است.

در دیباچة کتاب تاریخ مسیحیت اثر اِدوارد گیبون میخوانیم: (اگر بت پرستی مغلوب مسیحیت شد ، مسیحیت نیز به همان میزان به بت پرستی آلوده گشت. کلیسای روم خداگرایی محض مسیحیان اولیه را . . .  به عقیدة خشک و غیرقابل درک تثلیث مبدل کرد.)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت   توسط پرسشگر   | 

پيشگويي هاي عهد عتيق با تثليث منافات دارد

( قسمت سيزدهم )

 

 يكي از آموزه هاي كتاب مقدس پيشگويي هايي در عهد عتيق  است كه مسيحيان معتقدند در باره مسيح است و وقتي به اين پيشگويي ها نگاه ميكنيم ميبينيم كه مضامين آن با تثليث تنافي دارد و فرد بشارت داده شده به هيچ وجه نميتواند يكي از اقانيم تثليث باشد


1- داود در مزامير در باره مسيح ميفرمايد « پادشاهان زمين بر ميخيزند و سروران با هم مشورت نموده اند، به ضد يَهُوَه و به ضد مسيح او.» مزمور 2:2


در اين متن اگر دقت كنيد مسيح به يهوه نسبت داده شده و نوعي ملكيت بين يهوه و مسيح است و اگر مسيح خود همذات و مساوي با يهوه است چه ملكيتي ميتواند در كار باشد


2- داود در مزامير مسيح را چنين مي ستايد « يَهُوَه به سَروَرم گفت: " به دست راست من بنشين تا دشمنانت را پاي انداز تو سازم." يَهُوَه عصاي قوت تو را از صهيون خواهد فرستاد. در ميان دشمنان خود حكمراني كن. قوم تو در روزِ قوتِ تو هداياي تبرعي ميباشند. در زينتهاي قدوسيت شبنمِ جواني تو از رحم صحرگاه براي توست. يَهُوَه قسم خورده است و پشيمان نخواهد شد كه "تو كاهن هستي تا ابدالآباد به رتبه ملكيصدق." يَهُوَه كه به دست راست توست در روز غضب خود پادشاهان را شكست خواهد داد. در ميان امتها داوري خواهد كرد. از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمين وسيع خواهد كوبيد.» مزمور 1:110-6

 

در اين بشارت كه در مزامير نقل شده شخص مورد نظر سَروَرم مسيح است و عباراتي كه در مورد وي به كار رفته هيچ مناسبتي با تثليث و خدا بودن وي ندارد و همه فعلهايي كه خدا در مورد وي به كار برده از افعال امري است ‏، بنشين  ، خواهد فرستاد

 

 

3- اشعياي نبي ميفرمايد « و نهالي از تنه ي يسَي بيرون آمده شاخه‌اي از ريشه‌هايش خواهد شكفت. و روح يَهُوَه بر او قرار خواهد گرفت يعني روح حكمت و فهم و روح مشورت و قو‌ّت و روح معرفت و ترس يَهُوَه. و خوشي او در ترس يَهُوَه خواهد بود اشعيا 1:11-5

در اين بشارت سخن از مسيح است كسي كه تا روح يهوه بر وي قرار نگيرد چيزي ندارد و كسي كه ترس از يهوه در دلش قرار ميگيرد و خوشي او از ترس در يهو.ه است  از دوستان مسيحي ام ميخواهم بپرسم چگونه چنين توصيفاتي با خدا بودن مسيح جور در مي ايد


4- اشعياي نبي  در باره مسيح ميفرمايد « اما يَهُوَه را پسند آمد كه او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قرباني گناه ساخت. آنگاه ذريت خود را خواهد ديد و عمر او دراز خواهد شد و مسر‌ّت يَهُوَه در دست او ميسر خواهد بود. ثمره ي مشقّت جان خويش را خواهد ديد و سير خواهد شد. و بنده ي عادل من به معرفت خود بسياري را عادل خواهد گردانيد.» اشعيا 10:53-12

 

در اين پيشگويي سخن از مرگ مسيح است اشعيا نبي دارد از زماني سخن ميگويد كه مسيح را مضروب ميكنند و اگر به چينش عبارت اشعيا بنگريم ميبينيم خداوند دارد از بنده عادليش صحبت ميكند نه از اقنوم ديگرش كسي كه خدا اين چنين خواسته تا او را مضروب ببيند و او هم بايد مطاع دستور خدايش باشد چگونه اين چنين شخصيتي ميتواند خدا باشد



5- دانيال نبي در باره مسيح ميفرمايد « و در رؤياي شب نگريستم و اينک مثل پسر انسان با ابرهاي آسمان آمد و نزد قديم‌الايام رسيد و او(مسيح)  را به حضور وي(يهوه)  آوردند. و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جميع قومها و امتها و زبانها او را خدمت نمايند دانيال 14،13:7

 

باز دقت كنيم دانيال نبي دارد از شخصيتي سخن ميگويد كه جلالش از ذاتش نيست بلكه به او ميدهند و ميدانيم خدا جلالش ذاتي اوست و از كسي سخن ميگويد كه به حضور ارباب و خدايش ميبرندش و اين عبارت در مورد مسيح كه خودش خداست نميتواند صادق باشد

 


6- ميكاه نبي در مورد مسيح اينچنين ميگويد « و او [يعني مسيح] خواهد ايستاد و در قو‌ّت يَهُوَه و در كبريايي اسم يَهُوَه خداي خويش (گله ي خود را) خواهد چرانيد و ايشان به آرامي ساكن خواهند شد زيرا كه او الآن تا اقصاي زمين بزرگ خواهد شد.» ميکاه 4:5

 

ياز هم در اين عبارت ميكاه نبي از شخصيتي سخن ميگويد كه در كبريائي يهوه خداي خويش مي ايستد و اگر مسيح خودش خداست در كبرئايي چه كسي ايستادگي ميكند


ايا اين پيشگويي ها در باره مسيح نيست يا مسيح آن مسيحي نيست كه مسيحيان معرفي ميكنند ؟

از برادر عزيزم تئوفيليوس به خاطر محبتشون ممنونم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

عهد عتیق تثلیث را نفی میکند

 (قسمت دوازدهم)

  

  مسيحيان, عهد جديد را كامل كننده عهد قديم مي دانند؛ بنابراين نبايد در عهد جديد, آموزه اي ناسازگار با عهد قديم يافت شود. اين در حالي است كه "خدا" در عهد قديم به گونه اي شناسانده مي شود كه سر ناسازگاري با آموزه تثليث دارد؛ آموزه اي كه بنا به گفته مسيحيان برآمده از عهد جديد مي باشد.

 

خدا درعهد قديم به مثابه وجودي واحد ازلي و ابدي شناسانده شده, آنجا كه ميگويد:

 

ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِة واحد است تثنیه 6: 4

مگرنه من, كه خداوند ازلي و ابدي هستم اشعيا 41 :4.

 

او همچنين خالق مدبر بوده و جهان, آفريده و مورد تدبير و امر اوست, او زنده اي نامي است و بنابراين با انسان تفاوت دارد: "زيرا من خدا هستم, نه انسان. -  هوشع 11 :9." خداوند شبيه ندارد؛ زيرا هر تصويري از او كه در ذهن آدمي ساخته شود, خود, بتي به شمار مي آيد. و در عهد عتیق وجود هر شخصیتی به غیر از یهوه به عنوان خدا نفی شده است

 - ((من هستم یَهُوَه خدای تو . . . ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.)) خروج 20: 2 ، 3.

((من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.)) (اشعیا 45: 5)

و او به تنهایی متعال و بلند مرتبه است

 

((تو که اسمت یَهُوَه میباشد ، بتنها بر تمامی زمین متعال هستی.)) مزمور 83: 18.

گرچه عهد قديم, ويژگيهايي بيش از اين براي خداوند ذكر كرده, اما از مقايسه همين موارد با آموزه تثليث و تجسد خدا در انسان, ناسازگاري بين عهد جديد و قديم روشن مي شود. موجودي كه عهد قديم, خالق و زنده و ازلي  و غير انسان مي خواند, در عهد جديد بدل به مخلوقي مي گردد كه از شكم انساني ديگر بيرون مي آيد و مانند انسانها مي خورد و مي آشامد و سرانجام به صليب رفته و مي ميرد؛ اوصافي كه به راستي هيچ خرد سالمي, سازگاري آن با وجود برتر و مقدس خداوند را نمي پذيرد.

پولس ، رسول مسیحی ، به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا ، حتی پس از آمدن عیسی به زمین ، اشاره نکرد. او نوشت: ((خدا یک است.)) – غلاطیان 3: 20 ؛ همچنین 1قرنتیان 8: 4 – 6 ملاحظه شود.

هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت میشود. هنگامی که او سخن میگوید ، بصورت یک فرد غیر منقسم است. کتاب مقدس نمیتواند در اینباره از این واضحتر باشد.

و هيچ كدام از انبيا سلف از خداي سه گانه سخن نگفت يك باره ميبينيم كه در شوراي نيسقسه طيف آتاناسيوس مدعي شدند كه خدا سه  در يك است و مشخص نيست چرا ده ها انبيا در عهد عتيق خدا را يك حقيقي معرفي كردند و يك باره در شوراي نيقيه تبديل به خدا سه در يك شد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

عقل و تثليث   (قسمت دهم)

  يكي از اشكالات وارده بر تثليث تنافي آن با عقلانيت است

زيرا ما بايد فرض كنيم سه شخصيت الهي داريم در عين حال يك خدا داريم و تثليث را امري حقيقي بدانيم نه امري مجازي و هيچ كسي نميتواند چنين مساله را در ذهنش تصور بكند كه ما يك خدا داشته باشيم در عين حال سه خدا داشته باشيم و همينطور سه خدا داشته باشيم در عين حال يك خدا داشته باشيم ما درچند پست بعدي در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت

 

یک+یک+یک=  سه يا یک

 یکی از اشکالاتی که بر مساله تثلیث مترتب میشود این نکته است که چگونه میتوان گفت امر يگانه اي را د رهمان حال كه يكي است, سه تا دانست زيرا ما در تثليث بايد بپذيريم كه سه شخصيت حقيقي به نام پدر و پسر و روح القدس داريم در عين حال يك شخصيت بيشتر نداريم ؛ زيرا اين كار مستلزم تناقضي صريح خواهد بود. مسیحیان میگویند که تثلیث برابر است با 1+1+1=1  و این به وضوح تناقض ذاتی دارد

زیرا هر عقل سلیمی می یابد که حاصل جمع آن سه میشود1 + 1‌+ 1 = 3  ولی مسیحیان میگویند در عين حال باید بگوئيم که حاصل اينها مساوي است با«1» و در توجیه آن میگویند سری است ناگشوده

برخي براي توجيه اين مساله ميگويند 1×1×1=1 و توضيح نميدهند چگونه سه نفر را در هم ضرب ميكنند

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

الوهیم (قسمت نهم)

 

 

 گفتيم كه تثليث نه تنها از نظر عقل پذيرفته شده نيست بلكه كتاب مقدس هم آن را نفي ميكند و جالب اين جاست كه هيچ آيه اي كه بر تثليث صراحت داشته باشد در كتاب مقدس وجود ندارد

 

با ابن حال مسيحيان به برخي از آيات متشابه استناد ميكنند يكي ديگر از استدلالات مسيحيان بر تثليث استناد به در کتاب مقدس در برخی موارد خداوند به صورت جمع خوانده شده یا با ضمیر جمع یا با لفظ  - الوهیم-ELOHIM

 

و برخی از مسیحیان میخواهند بگویند این اشاره به سه خدا دارد

 

در حالی که  این اعتقاد خیالی که [اِلوهیم] به تثلیث چند شخص در ذات الهی اشاره میکند ، اکنون میان پژوهشگران ، هوادار چندانی ندارد. این وجه یا همان است که دستورنویسان آنرا جمع احترام می نامند و یا مشخص کنندة کمال نیروی الهی یعنی مجموع قدرتهای ارائه شده توسط خدا است.

 

نشریة آمریکایی زبانها و ادبیات سامی در مورد اِلوهیم میگوید: (این واژه تقریباً همیشه با مسند فعلی مفرد ترکیب میشود ، و مسند وصفی مفرد به خود میگیرد.) برای نمایش این مطلب ، عنوان اِلوهیم 35 بار در سفر پیدایش ظاهر میشود ، و  هر بار فعل توصیف کنندة آنچه خدا گفته و یا انجام داده مفرد است.

(پیدایش 1: 1 – 2: 4) بنابراین ، آن نشریه نتیجه گیری میکند: ([اِلوهیم] باید در واقع جمع تأکیدی باشد که بر بزرگی و عظمت دلالت میکند.)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

آيات ادعایی تثليث (قسمت هشتم )

 

 

ب-) فیض عیسی و محبت خدا و شوکت روح القدس با شما باد

 

یکی دیگر از استدلالات مسیحیان بر تثلیث آیه فوق است به طور قظع سه شخصیت فوق یعنی پدر و پسر (استعاره از مسیح) و روح القدس از مهمترین شخصیتها در کتاب مقدس هستند ولی هر کدام جایگاه خاص خود را دارند پدر خدای واحد و احد است پسر یا عیسی مسیح بهترین فرستاده خدا و روح القدس هم برترین فرشته خداوندی است و در برخی آیات این سه نام در کنار هم ذکر شده است ارباب کلیسا از تقارن این سه اسم در کنار هم میخواهند استفاده کنند که حتما یک ذاتند که اسمهایشان در کنار هم برده شده است

اين استدلال مسيحيان دو آيه دارد اولين آيه آن را مرور كرديم و اينك به بررسي دومين ايه آن ميپردازيم

 

در رساله پولس به قرنتیان آمده است :

 

فیض عیسی خداوند و محبت خدا و شوکت روح القدس با جمیع شما باد . آمین[1][1] دوم قرنتیان 13 : 14

 

مسيحيان اين آيه را برهان براي صحت تثليث و تساوي اقانيم ثلاثه مي دانند

در حالی که این آیه هم مانند آیه قبل هیچ نشانی از اثبات نظریه تثلیث در آن دیده نمیشود و به مجرد ذکر چند نام در پشت سر هم نمیتوان گفت که اینها یک ذات دارند با سه اقنوم متفاوت




 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

آیات تثلیث (7)

 

 آیا کتاب مقدس در باره تثلیث سخنی به میان آورده است و یا این مساله از کلیسایی است

در کتاب مقدس هیچ آیه ای برای اثبات تثلیث که مهمترین بنای اعتقادی مسیحیت است وجود ندارد و در هیچ کجای کتاب مقدس گفته نشده سخنی از تثلیث به میان نیامده ولی با این وجود مسیحیان به چهار آیه استدلال میکنند که با هم این آیات و مقدار استدلالشان را بررسی میکنیم

********************************************************************************* ***

 

استدلال به آیاتی که این سه نام را در کنار هم ذکر کردند

 

به طور قظع سه شخصیت فوق یعنی پدر و پسر (استعاره از مسیح) و روح القدس از مهمترین شخصیتها در کتاب مقدس هستند ولی هر کدام جایگاه خاص خود را دارند پدر خدای واحد و احد است پسر یا عیسی مسیح بهترین فرستاده خدا و روح القدس هم برترین فرشته خداوندی است و در برخی آیات این سه نام در کنار هم ذکر شده است ارباب کلیسا از تقارن این سه اسم در کنار هم میخواهند استفاده کنند که حتما یک ذاتند که اسمهایشان در کنار هم برده شده است

 

الف-)به نام پدر پسر و روح القدس تمعید دهید

 

یکی از آخرین سفارشهای عیسی مسیح به شاگردانش این بود که :

 

برويد و همه امتها را شاگرد نمائيد و به آنها بنام پدر و پسر و روح القدس تعميد * دهید . ( متي 28 : 19 )

 

کشیش زکريا پطرس در کتابش مي گويد : خدا يکي است در سه شخصیت

وحدانيت در اين آيه واضح است چرا که گفت آنها را به اسم ... تعميد دهيد و نگفت به اسماء .... چرا که ما به سه خدا با سه اسم ايمان نداريم بلکه یک خدا است

پاسخ

 

 

به طور قطع ذکر کردن سه اسم مجزا در پشت سر هم هیچ دلیلی بر یکی بودن این سه نفر نیستند و ما در مکالمات روز مره مان اگر بخواهیم اسم اشخاصی را خطاب قرار دهیم مثلا میگوییم اسم علی و آرش و داریوش زیبا هستند

و هیچ وقت ذکر کردن سه اسم در پشت سر هم نشان از یکی بودن این سه نیست

و در کتاب مقدس هم از این نمونه میباشد

 بعنوان مثال:

اما فرزندانت که بعد از اين دو بدنيا مي آيند به اسم برادرانشان هستند و در سهم خودشان ناميده شده اند (سفر تکوين 48 : 6 )

 

اگر در اینجا دقت کنیم مییابیم که کلمه اسم بصورت مفرد آمده در حالي که به دو برادر منسوب است آيا اين بدان معني است که اين دو برادر یکی هستند ؟!

و اگر این آیه به دست یک خواننده خالی الذهن بدهیم هیچ گاه از آن برداشت تثلیث نمی کند


* - و بارها در کتاب مقدس آمده که میگوید فقط به اسم من تعمید دهید .

به آيه ذيل در کولوسیان 3 : 17 دقت کنید: هر کاري را که انجام داديد با زبان يا ارکان همه را به اسم پروردگار مسيح انجام دهيد در حالي که خدا و پدر را بخاطر آن شاکريد.در متی دقيقا 18 بار اين مطلب ذيل آمده است :برويد و همه امتها را به اسم من تعميد دهيد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

تثلیث چگونه تبیین میشود؟ (6)

 

 

بهترین تشبیه برای تثلیث این تصویر میباشد دقت کنید!

 

 

  گفتیم در آموزه تثلیث سری است که کسی را یارای فهم آن نیست و و بزرگان و اندیشمندان به غیر قابل درک بودن آن اعتراف کردند و در گزر تاریخ افراد بسیاری سعی در تبیین تثلیث کردند ولی میتوان به طور کلی آموزه تثلیث را در سه نکته زیر گرد آوری کرد

مسیحیان معتقدند پدر ،پسر،و روح القدس سه شخص هستند که یک خدا را تشکیل میدهند آنان عقیده دارند این سه ازلی هستند و از قدرت یکسانی برخوردارند و همچنین مقامی یکسان دارند بر اساس این اعتقاد پدر خداست ،؛پسر خداست،؛و روح القدس نیز خداست با این وجود خدا واحد است و سه خدا وجود ندارد در واقع ذات خداوند یکی است اما این ذات جزئ ناپذیر و تغییر ناپذیر در سه تشخص مکشوف میشود  .

 

کل آموزه تثلیث در سه بیانیه زیر خلاصه می شود

:

۱- در ذات خدا سه شخص وجود دارد

 

۲- هر شخص کاملا خدا است

.

۳- فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد

 -.

که در این مجال به توضیح هر کدام خواهیم پرداخت

 

 

 در ذات خدا سه شخص وجود دارد.1-

 

این حقیقت که در ذات خدا سه شخص وجود دارد به این  معناست که

 

الف) پدر . پسر.نیست :تمایز پدر از پسر

ب)پدر .روح القدس نیست:تمایز پدر از روح القدس

ج)پسر روح القدس نیست :تمایز پسر از روح القدس

.

آیات نمونه مربوط به هر کدام از وجوه تمایز ذکر شده در بالا به شرح زیر می باشند

 

.

الف) تمایز پدر از پسر.

·         یوحنا ۱:۱-۲ در ۹:۱-۱۸ کلمه به عنوان مسیح معرفی می شود.

·         یوحنا ۲۴:۱۷ عیسی با پدر صحبت می کند - رابطه پدر و پسر قبل از خلقت 

·         اول یوحنا ۱:۲ و وکیل و شفیع ما نزد پدر است. عیسی کاهن

·         عبرانیان ۲۵:۷ زنده است تا شفاعت کند. پسر دائما

 

ب) تمایز پدر از روح القدس .

·         یوحنا ۲۶:۱۴ عیسی تسلی دهنده را می فرستد. پدر به نام

·         رومیان ۲۷:۸ برای ما نزد پدر شفاعت می کند. روح القدس

 

ج) تمایز پسر از روح القدس.

·         متی ۱۹:۲۸  به صراحت. پسر و روح القدس از هم تفکیک می شوند. پدر

·         یوحنا ۷:۱۶ مسیح تسلی دهنده را خواهد فرستاد.

 

 ۲-  هر شخص خدای کامل است-

 

الف-) خدای پدر حدای کامل است

 

ب)خدای پسر خدای کامل است.

 

ج) روح القدس خدای کامل است

که توضیح هر یک خواهد آمد

 

 ۳3- فقط یک خدا وجود دارد

برخی تصور میکنند که مسیحیان به سه خدا اعتقاد دارند در حالی که اینگونه نیست

و  مسیحیان یک خدا را میپرستند ولی آن خدا سه شخص ( یا تشخص) دارد و ایات زیادی در عهد عتیق مبنی بر یگانگی خدا وجود دارد

 ( خروج ۱۱:۱۵ اول پادشاهان 60:8)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

آیا تثلیث قابل فهم است ؟ (5)

 

 یکی از بزرگترین مشکلاتی که کلیسا با آن روبرو است تفهیم تثلیث برای طرفداران خود است و در مصاحبه ای که آقای  ریتسنینگر قبل از کسب مقام پاپی با مجله آلمانی اشپیگل داشت وقتی خبر نگار از علت عصبانیت مردم به خاطر اصرار کلیسا بر مساله تثلیث میپرسد  وی به غیر قابل درک بودن آن اذعان مینماید

و تردیدی در این نیست که تثلیث به هیچ وجه با عقل بشری سازگاری ندارد حتی خود مسیحیان هم چنین مساله ای را انکار نمیکنند .

 

 دایرة المعارف آمریکانا مینویسد

که اعتقاد به تثلیث ، ((ماورای منطق بشری)) شمرده میشود.

 

. اسقف یوجین کلارک میگوید: ،

 ما توانایی درک آنرا نداریم ، بنابراین فقط آنرا می پذیریم.)) کاردینال جان اُکنِر اظهار میدارد: ((میدانیم که این سّری بسیار ژرف است ، سّری که درک آن برای ما ممکن نیست.))

 

 پاپ ژان پل دوم:

 از ((سّر غیر قابل درک خدای تثلیث)) سخن میگوید.

 

در اینباره ، جوزف برَکِن یسوعی در کتاب خود با عنوان آنان دربارة تثلیث چه میگویند؟ چنین اظهار عقیده میکند:

 ((کشیشانی که با تلاش قابل ملاحظه . . . تثلیث را در خلال سالهای مدرسه علوم دینی آموخته اند ، به طبع تردید دارند که آن را از بالای کرسی سخنرانی حتی در روز یکشنبة تثلیث ، برای مردم خود ارائه کنند  . . .  چرا باید ذهن مردم را با موضوعی خسته کرد که در هر حال ، سرانجام آنرا به درستی درک نخواهند کرد.)) او همچنین میگوید: ((تثلیث موضوع اعتقاد تشریفاتی است ، لیکن [تأثیر] بسیار اندکی بر زندگی و پرستش مسیحی دارد.)) در عین حال ، ((اعتقاد اصلی)) کلیساها است!

 

مسيحيان بر آنند كه تثليث و الوهیت مسیح به مثابه یک راز است که  جز با ايمان پايدار و حقيقي به مسيح, از راه ديگري نمي توان فهميد.

 

اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

تثلیث چیست؟ (4)

 

 

 مسیحیان معتقدند عیسی مسیح از ازل بود ؛ از زمانی که خدا بود ، او نیز بود . او جزئی از وجود خداست . نه اینکه دو خدا وجود داشته باشد ؛ خدا واحد است و «پسر» در آغوش اوست . این «جزء از وجود خدا» برای زمانی از پدر جدا شد ، انسان گردید ، به زمین آمد ، بر روی صلیب جان سپرد تا کفاره ی گناهان بشر را بپردازد ، و در روز سوم زنده شد ، و به آسمان به جایگاه ازلی و ابدی خود بازگشت ، به نزد خدای پدر . 

منظور مسیحیان از اینکه می گویند «عیسی پسر خداست» چیست . «پسر خدا» چه معنایی دارد؟ آیا منظور این است که خدا همسری اختیار کرده و نتیجه ی آن تولد عیسی مسیح بود؟ خیر بلکه واژه پسر خدا مجازی است

و مسیح خود خدا و یکی از اقانیم خداوندی است و مخلوق نیست بلکه از قدیم بوده و در عین اینکه وجودی مستقل است ولی همذات با خداست

 

چند توضیح و تمثیل غلط از تثلیث

 

برخی برای توجیه تثلیث دست به برخی تمثیلهایی زدند که کلیسا آن را قبول ندارد از جمله:

 

تمثیل مثلث

 

 

 

می گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است ، اما این سه ضلع مجموعا یک مثلث واحد را تشکیل می دهند ، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می آورند . در وهله ی اول ، این مثال منطقی به نظر می رسد ، اما با تعریفی که از تثلیث شد ، ناسازگار است . در مثلث ، هر ضلع به خودی خود فقط یک "ضلع" است ، نه یک مثلث . اما در تثلیث ، هر شخص (پدر یا پسر یا روح القدس) به تنهایی کاملا ذات الهی دارند و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند . در واقع ، سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می آورند و این یک راز است .

 

تمثیل مولکول آب

 

 

برخی دیگر نیز می گویند که مولکول آب یعنی هاش-دو-او ، می تواند به سه صورت ظاهر شود ، به صورت آب ، به صورت بخار ، و به صورت یخ . اما در هر سه صورت ، همان یک مولکول وجود دارد . و می گویند خدا نیز طبق صلاحدید خود ، خود را به صورت های مختلف نشان می دهد . این تمثیل نیز نادرست است ، زیرا در اینجا یک مولکول واحد داریم که "بر حسب شرایط محیطی" به صورت های مختلف ظاهر می شود . آب می تواند تبدیل به بخار یا یخ شود ، یخ و بخار نیز همینطور . اما در تثلیث ، پدر هیچگاه به صورت پسر ظاهر نمی شود ، و روح القدس نیز به همین شکل . این سه شخص هیچگاه تبدیل به یکدیگر نمی شوند . در ضمن ، خدا "بر حسب شرایط" هیچگاه تغییر شکل و صورت نمی دهد و سه شخص الوهی در تثلیث همواره هویت ذاتی خود را حفظ می کنند .

 

تمثیل تخم مرغ

 

 

 

بعضی دیگر هم می گویند که تثلیث مانند تخم مرغ است . با اینکه تخم مرغ از زرده و سفیده و پوسته تشکیل شده ، اما کماکان یک تخم مرغ است . و می گویند که تثلیث هم به همین صورت است . این تمثیل نیز بسیار نادرست است . در تخم مرغ ، زرده تخم مرغ نیست ، سفیده و پوسته هم تخم مرغ نیستند . اما در تثلیث ، هر یک از سه شخص ، به تنهایی کاملا خدا است . در واقع سه تخم مرغ داریم که به گونه ای که برای بشر رازگونه است ، یک تخم مرغ واحد را تشکیل می دهند .

 

تمثیل مردی که نقش های مختلف دارد

 

 

 

عده ای نیز می گویند مثلا نادر برای فرزند خود پدر است و برای پدر خود پسر است و برای همسر خود ، شوهر ، و او در "شرایط مختلف" نقش های مختلفی ایفا می کند . لذا سه شخص تثلیث نیز همینطور هستند . این کاملا اشتباه است . نادر یک شخص واحد است که برای افراد مختلف فقط "نقش های" مختلف و روابط متفاوت دارد . در حالیکه در تثلیث واقعا سه شخص داریم . این سه شخص هر یک نقش خاص خود را دارند . خدا در شرایط متفاوت ، نقش های متفاوت ایفا نمی کند . خدای واحد از سه شخص الوهی تشکیل شده که هر یک نقش خاص خود را دارند .

 

تمثیلهای غلط: اقتباس از وبلاگ یکی از دوستان مسیحی 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

 

دانشمندان  اولیه مسیحی ، تثلیث را آموزش نمیدادند  (3)

 

 

 

پدران پيش از شورای نيقيه بعنوان رهبران معلمان ديني ، در نخستين قرنهاي پس از تولد مسيح بشمار ميرفتند. آموزشهاي آنان جالب توجه است.

 

 يوستينوس شهيد ، که در سال 165 .م. وفات يافت ، عيساي ماقبل بشري را فرشته آفريده اي خواند که ((از خدا ، آفريننده همه چيز ، متمايز بود)). او گفت که عيسي کهتر از خدا بود و ((هرگز کاري به جز آنچه آفريدگار . . . براي او اراده کرده بود انجام نميداد و چيزي غير از آن بيان نميکرد.))


ايرِنايوس که در حدود سال 200 .م. وفات يافت ، اظهار کرد که عيساي ماقبل بشري موجوديتي متمايز از خدا داشت و از خدا پائين تر بود. او نشان داد که عيسي با ((تنها خداي حقيقي)) که ((بر همه چيز متعال است و به غير از او کسي نيست)) برابري ندارد

.
کلِمانس اسکندراني که حدود سال 215 .م. وفات يافت ، خدا را ((تنها خداي حقيقي ، آفريده نشده و غير فاني)) خواند. او گفت که پسر ((در کنار تنها پدر قدير مطلق قرار دارد)) ولي با او برابر نيست.


ترتوليانوس که حدود سال 230 .م. وفات يافت ، برتري خدا را آموزش ميداد. او اظهار نمود: ((پدر با پسر (شخص ديگر) متفاوت است. همانا از او بزرگتر است ؛ زيرا هر آن که توليد ميکند با آن که توليد ميشود متفاوت است ؛ آن که ميفرستد با آنکه فرستاده ميشود تفاوت دارد.)) او همچنين گفت: ((زماني بود که پسر وجود نداشت . . . . پيش از همه چيز ، خدا تنها بود.))


هيپولوتوس که در حدود سال 235 .م. وفات يافت ، گفت که خدا ((خداي واحد ، نخستين و تنها خدا ، سازنده و سرور همه)) است ، کسي که ((هم سالي [هم سن] نداشت . . . بلکه خود به تنهايي يگانه بود ؛ کسي که اراده کرد تا هر آنچه تا پيش از آن هستي نداشت بوجود بيايد)) ، مانند عيساي آفريده ، پيش از آن که موجوديت انساني يابد.


اوريژِن ، که حدود سال 250 .م. وفات يافت ، گفت که ((پدر و پسر ، دو جوهر هستند . . . از لحاظ ذاتي ، دو چيز هستند)) ، و اين که ((در مقايسه با پدر ، [پسر] پرتويي بسيار ناچيز است)).



((هيچ مدرکي مبني بر اين که نگارندگان مقدس حتي گمان برده باشند که [تثليثي] در الوهيت وجود دارد در دست نيست.))



آلوِن لَمسُن در اثر خود با عنوان کليساي سه قرن نخستين شواهد تاريخي را خلاصه کرده و ميگويد:

((اعتقاد نوين و رايج تثليث . . . از هيچ پشتيبانيي در اظهارات يوستينوس [شهيد] برخوردار نيست؛ و اين ملاحظات درباره کليه پدران پيش از نيقيه قابل تعميم است ؛ يعني ، همه نگارندگان مسيحي در طول سه قرن پس از تولد مسيح. درست است که آنان از پدر ، پسر و . . . روح القدس سخن ميگويند ، معهذا اينان را نه مساوي ميدانند ، نه از لحاظ تعداد يک ذات و نه سه شخص در يک شخص ، آنطوري که هواداران تثليث هم اکنون ادعا ميکنند. واقعيت قضيه کاملاً عکس اين است.((


بنابراين ، کتاب مقدس و تاريخ هر دو بر اين شهادت ميدهند که تثليث در تمام دوران کتاب مقدس و تا قرنها پس از آن ناشناخته بود.

 

اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم



 


 

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

آیا تثلیث در قرون اولی میلادی وجود داشت  (2)

 

 

 

چنانکه گفتیم اعتقاد ب تثلیث در قرن چهارم میلادی تثبیت شد ولی آیا ریشه های این اعتقاد در قرون اولیه هم فرا گیر بود

 

تثلیث در سه قرن اول وجود نداشت

 

و از باب يادآوري بايد بگوئيم که تثليث حداقل تا قبل از 300 سال بعد از ميلاد مسيح در بين مسيحيان وجود نداشته

در دايره المعارف لاروس فرانسه « اينکلوبيديا» که در قرن 19 نوشته شده ، درباره موضوع تثليث و توحيد آمده است :

عقيده به تثليث در کتب عهد جديد و در اعمال پدران رسول و شاگردان نزديکشان موجود نبوده و فقط کليساي کاتوليک و مذهب پروتستان تقليدي مدعيند که عقيده به تثليث در تمام زمانها مورد قبول همه مسيحيان بوده است و اين بر خلاف ادله تاريخي اي است که به ما نشان مي دهد چگونه اين عقيده شکل گرفته است و چگونه تمام شد و چگونه بعد از آن کليسا به آن معتقد شد.

دايره المعارف کاتوليک که در بين کليسا رسميت دارد در اين باره اعتراف مي کند که تثليث بين مسيحيان ابتدائي شناخته شده نبوده و اين عقيده در ربع آخر قرن چهارم ميلادي شکل گرفته است .

در اين دايره المعارف آمده است :

خيلي مشکل است که ما در نيمه دوم قرن بيستم بخواهيم تفسير روشن و موضوعي اي درباره ريشه سر تثليث مقدس و سير شکل گيري مذهبي آن و تفسيرات لاهوتي اش ارائه دهيم. لذا مناقشه تثليث بمثابه ابري از مشکلات و غموضي است که در جائي آرام ندارد ، حال فرقي ندارد که از نظر کليساي کاتوليک روم بررسي شود يا از منظر ديگران.

البته امروزه اعتقاد به تثلیث مورد تردیدهای جدی واقع شده است و بسیاری هستند که تثلیث را نمیپزیرند و هم اکنون فرقه های پر طرفداری از مسیحیان مانند شاهدان یهوه  که فعالیتهای تبشیری کلانی نیز دارند تثلیث را نمیپزیرند و آن را مخالف کتاب مقدس میدانند

 و در دایره المعارف کاتولیک[1] آمده است

 « کليساي کاتوليک در قرن دوم صيغه تثلیث را بنام مسيح تغيير داده است تا اين کار بنام پدر و پسر و روح القدس انجام شود»

ادموند شانک میگوید

ممکن نيست تتثلیث مسيحي اصل تاريخي داشته باشد و حداقل بايد دانست که از کليساي کاتوليک اين نص شکل يافته است.[2]

 

برخی مسیحیان برای توجیه تثلیث دست به توجیهات فراوانی زدند [3]

 

 



[1] - دایره المعارف کاتولیک ، (جلد دوم، صـ 236)

[2] - مبدا عقيده تعميد ص 28

[3] - افرادي مانند کشیش باسيليوس مدعي شباهت بسيار زياد بين بسم الله اسلام و مسيحيت شده اند يعنی بسم الله الرحمن الرحيم    و      باسم الاب و الابن و الروح القدس     اين ادعا بدون شک باطل است چرا که لفظ جلاله الله نام ذات اوست و رحمن و رحيم دو صفت او هستند نه تنها ميتوان از قران استدلال بر عليه تثليث استخراج کرد بلکه مي توان بر عليه تسبيع و وجود هفت خدا را هم استفاده کرد همانطوري که در اوائل سوره غافر آمده است :غافر ) : (( حم تنزيل الكتاب من الله العزيز العليم ، غافر الذنب ، وقابل التوب ، شديد العقاب ، ذي الطول )) . الآية .همچنين در قرآن نيامده باسم الله و رحمن و رحيم بلکه آنچه که آمده است بسم الله الرحمن الرحيم است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت   توسط پرسشگر   | 

سیر پیدایش تثلیث (1)

 مجسمه کنستانتین امپراطور روم که باعث گسترش  تثلیث شد

 

قول داده بودم که سیر مباحث بعدی وبلاگم در باره تثلیث باشد از این به بعد هر ۵ روز یک مرتبه یک مقاله جدید در باره تثلیث میبینید و از نظرات پیشنهادی و انتقادی دیگر دوستان استقبال میکنم

************************************************

 

از چه زمانی اعتقاد به تثلیث به وجود آمد

 

 

. در کتاب مقدس هیچ اشاره ای به تثلیث بزرگترین اعتقاد مسیحیان نشده است مسیحیان اولیه هم هیچ اعتقادی به تثلیث نداشتند و ایشان مسیح را پیامبر خدا و برگزیده وی میدانستند بسیاری معتقدند پولس اولین کسی بود که اعتقاد عیسی خدایی را پایه گذاری کرد و آن را ترویج نمود تا  بتواند خدایی محسوس برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند درست کند اما برخی نیز معتقدند در هیچ کدام از نامه های پولس به طور صریح سخنی از تثلیث و عیسی خدایی نیامده  گمان مي رود كه نخستين بار, ترتوليان در قرن دوم ميلادي آن را به كار گرفته باشد.

 

 

شورای نیقیه و تصویب عیسی خدایی

کم کم در بین مسیحیان زمزمه هایی در باره اعتقاد به الوهیت مسیح رسوخ پیدا کرد و این اختلافات در سال ۳۰۰ میلادی اوج گرفت آريوس اسقف لیبی بر آن بود كه تنها "پدر" موجودي ازلي است و "پسر" و "روح القدس" هر دو آفريده او هستند؛ اما با اين حال از ساير آفريدگان او تمايز دارند.

آتاناسيوس, پس از آريوس آشكار شده و آموزه  تثليث به شكل رسمي آن را پايه گذاري كرد. مدتها ميان دانشمندان مسيحي و رهبران كليسا درمورد پذيرش نظر آريوس يا آتاناسيوس نزاع و درگيري وجود داشت, و مخالفتهای فراوانی بر پایة کتاب مقدس با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت.

تا در سال ۳۰۰ میلادی اتفاق تازه ای در جهان مسیحیت رخ داد امپراطوری روم حامی مسیحیان شد و  کنستانتین* امپراتور روم در تلاشی برای حل و فصل مشاجرات ، تمامی اسقفها را به نیقیه فراخواند. 300 نفر از آنها که تنها بخش کوچکی را شامل میشدند ، در آنجا حضور یافتند.

پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالتهای کنستانتین (که اعتقاد عیسی خدایی را برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند را بهتر میدید )ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده

 

 و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود

 و کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت کند بعد از شورای نیقیه حکم کرد که هر کس کتابهای آریوس را داشته باشد کشته میشود

با این وجود هیچ یک از اسقفان در نیقیه عقیدة تثلیث را ترویج ندادند. آنان فقط اعتقاد دو خدایی را به وجود آوردند و مسیح را خدا انگاشتند ، نه  روح القدس. و هیچ سخنی از روح القدس به میان نیامد

اگر عقیدة تثلیث حقیقت آشکاری از کتاب مقدس می بود آیا آنها نمی بایست آنرا در آن هنگام مطرح میکردند؟

شکل گیری نهایی تثلیث در شورای قسطنطنیه

پس ازشورای نیقیه ، مناظرات در اینباره ، دهها سال ادامه یافت. آنانی که اعتقاد داشتند عیسی با خدا برابر نیست حتی برای مدتی دوباره مورد حمایت قرار گرفتند.و در شورای اورشلیم که پس از شورای نیقیه برپا شد رای به نفع نظریه آریوس داده شد

 ولی بعدها امپراتور تِئودُسیوس بر ضد آنان حکم کرد. او اعتقادنامة شورای نیقیه را بعنوان معیار برای قلمرو خود قرار داد و شورای قسطنطنیه را در سال 381 د.م. تشکیل داد تا این طرح را روشن سازد.

آن شورا موافقت کرد که روح القدس را هم تراز با خدا و مسیح قرار دهد. برای نخستین بار ، تثلیث جهان مسیحیت مورد توجه قرار گرفت.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


*- کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. »هِنری چَدویک« دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود ، لیکن او اطمینان داشت که پیروزی در نبرد ، در گرو بخشش خدای مسیحیان است.))

این امپراتور تعمید نیافته چه نقشی در شورای نیقیه ایفا کرد؟ دایرة المعارف بریتانیکا چنین نقل میکند: ((کنستانتین خود سرپرستی شورا را بعهده گرفت ، بطور فعالانه گفتگوها را هدایت کرد و شخصاً . . . اصل حساس اعتقادنامه ای را که توسط شورا به تصویب رسید و ارتباط مسیح با خدا را ، این که او (ذات پدر است) ، مشخص میکرد ، پیشنهاد کرد  . . . همة اسقفان به استثنای دو تن از ترس امپراتور اعتقادنامه را امضا کردند. بسیاری از آنان برخلاف میل خود این کار را کردند.))

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آبان1385ساعت   توسط پرسشگر   |