خدواندی مسیح (20) خدایی که نمیداند
خدایی که نمی داند (۲۰)
یکی از صفات خداوند این است که وی باید دانا به همه چیز باشد و هیچ جهلی نباید در ذات وی راه داشته باشد ولی آیا مسیح به عنوان پسر خدا هم اینگونه بود ؟!
عیسی هنگام نبوت دربارة خود ، بیان داشت:
((ولی از آنروز و ساعت غیر از پدر هیچکس اطلاع ندارد ، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم.)) (مرقس 13: 32)
اگر عیسی بعنوان پسر ، جزئی مساوی در ذات الهی بود ، در اینصورت او نیز می بایست از هر آنچه پدر بدان واقف بود خبر میداشت. اما عیسی از آن خبر نداشت ، زیرا با خدا برابر نبود.
به همین نحو ، در عبرانیان 5: 8 میخوانیم که عیسی
((به مصیبتهائی که کشید اطاعترا آموخت)).
آیا میتوان تصور کرد که خدا می بایست چیزی بیاموزد؟ خیر ، اما عیسی آموخت ، زیرا همة آنچه را که خدا میدانست ، او نمیدانست. و او می بایست چیزی را فرا میگرفت که خدا هرگز نیاز به فراگیری آن ندارد ، اطاعت. خدا هیچگاه مجبور به اطاعت از کسی نیست.
این تفاوت میان دانش خدا و دانش مسیح ، در هنگامی که عیسی به آسمان رستاخیز یافت تا با خدا باشد نیز وجود داشت. به نخستین واژه های آخرین کتاب از کتاب مقدس توجه کنید:
((مکاشفة عیسی مسیح که خدا به او داد.)) (مکاشفه 1: 1)
اگر عیسی بخشی از ذات الهی می بود آیا می بایست مکاشفه ای از جانب بخش دیگر ذات الهی ، یعنی از جانب خدا به او داده میشد؟ بطور حتم او می بایست همه چیز را دربارة آن میدانست زیرا خدا از آن آگاه بود. اما عیسی نمیدانست ، زیرا او خدا نبود. و یک بار چون از دور درخت انجیری را مشاهده کرد گمان کرد این درخت انجیر دارد چون نزدیک شد دید که درختی خشکیده است
«بامدادان چون به شهر مراجعت ميكرد گرسنه شد، و در كناره راه يك درخت انجير ديد، نزد آن آمد و جز برگ آن، هيچ نيافت، پس آن را گفت:"از اين به بعد ميوه تا ابد بر تو نشود!" كه در ساعت درخت انجير خشكيد. ـ متي21: 18-19:
از اين قضيه روشن ميشود كه حضرت عيسي هنگامي كه درخت را ديد، نميدانست كه آن درخت بدون ميوه است بلكه فكر ميكرد ميوهدار است و ميخواست گرسنگياش را برطرف كند، اما هنگامي كه نزديك آن آمد، ديد ميوه ندارد آنگاه ناراحت شد و لعنتش كرد.


